روش انجام ازدواج موقت به صورت خلاصه و کاربردی
کافی است که دختر و پسر پس از تعیین مقدار مهریه و مدت زمان ازدواج ( شروع و مدت زمان عقد ) ، خطبه عقد موقت را به صورت زیر بخوانند :
ابتدا دختر بگوید :
من خودم را به همسری تو در مدت معین با مهر معین درآوردم
و سپس پسر بگوید :
قَبِلت
قبول کردم
البته دختر و پسر با گفتن این جملات تمام مسئولیت ها و محدودیت های ازدواج موقت را می پذیرند ، بطور مثال پس از خوانده شدن خطبه عقد پسر تا ابد نمی تواند با مادر همسرش و پس از اولین نزدیکی تا ابد نمی تواند با دختر ِ همسر خود ازدواج ( دائم ، موقت ) نماید . اگر فرزندی متولد شود مسئولیت آن با پدر و مادرش است و از هردوی آنها ارث می برد و در صورتی که در مدت ازدواج ، نزدیکی انجام بگیرد اگر دختر خون می بیند به مدت دو حیض کامل و اگر خون نمی بیند به مدت 45 روز کامل باید عده نگه دارد ، مگر آنکه یائسه باشد .
و ......
با وجود اینکه از دیدگاه شرع اسلام کسب اجازه از پدر برای ازدواج موقت دختر باکره رشیده الزامی نیست اما طبق حقوق مدنی جمهوری اسلامی ایران در صورتی که دختر باکره رشیده قصد ازدواج موقت کند باید از پدر خود اجازه بگیرد .
به علت اینکه اکثر مردان ایرانی یک خصلت کثیف دارند نمایندگان محترم مردم این قانون را برای جلوگیری از ضایع شدن حقوق دختران ایرانی ایجاد کرده اند ، خصلت زشتی که اکثر مردان ایرانی آن را دارند این است که حتی اگر تمام دوران قبل از ازدواج دائم را با انواع فواحش بگذرانند باز هم در موقع انتخاب همسر به دنبال دختران باکره می گردند در واقع اکثر مردان ایرانی بکارت را یک کالا می دانند و اگر دختری فاقد این کالا باشد آن دختر را تحقیر می کنند .
ثبت ازدواج موقت از دیدگاه شرع اسلام لازم نمی باشد اما طبق حقوق مدنی جمهوری اسلامی ایران ، ازدواج موقت باید ثبت گردد البته در خیلی از موارد زن و شوهر ها ازدواج موقت خود را ثبت نمی کنند و هیچ مشکلی برای ایشان پیش نمی آید اما توصیه بنده به شما این است حتما ازدواج موقت را ثبت نمایید ، یکی از فواید ثبت ازدواج موقت این است که در مواقعی که همسر موقت شما تخلفی نمود می توانید از حقوق ضایع شده خود به صورت قانونی دفاع نمایید .
لازم به ذکر است که ازدواج موقت در شناسنامه ثبت نمی شود .
عده چیست ؟
مدت زمانی پس از ازدواج است که زن باید در این مدت از ازدواج با مردان دیگر خودداری نماید
البته زن می تواند در مدت عده با شوهری که در عده او می باشد دوباره ازدواج نماید
برای کسب اطلاعات دقیق تر به ازدواج غیردائم در احکام و ازدواج منقطع در حقوق مدنی در همین وبلاگ مراجعه نمایید .
نویسنده : حمید توکلی کرمانی
فهرست :
آیه 24 سوره مبارکه نساء ( متعه )
آیه 87 سوره مبارکه مائده ( حلال را حرام نکنید )
آیه 1 سوره مبارکه تحریم ( عاقبت تحریم حلال )
آیه 5 سوره مبارکه تحریم ( غیرباکره مساوی با باکره )
آیه 35 سوره مبارکه بقره ( از نعمات الهی بهره ببرید )
آیه 24 سوره مبارکه نساء ( متعه)
...فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن فریضة و لا جناح علیکم فیما تراضیتم به من بعد الفریضة ان الله کان علیما حکیما
پرداخت مهریه آن زنانی که با آنان ازدواج موقت می کنید بر شما واجب است ، و ایرادی نیست بر شما که بعد از تعیین مهر هم به چیزی با هم تراضی کنید ، البته خدا دانا و به حقایق امور عالم آگاه است
خداوند بعد از حکم به پرداخت مهریه در ازدواج موقت ، دانایی خود را یادآوری می نماید تا بندگانش بدانند که تنها اوست که می داند چه امری برای امور عالم برتر است
آیه 87 سوره مبارکه مائده ( حلال را حرام نکنید )
یا ایها الذین آمنوا لا تحرموا طیبات ما احل الله لکم و لا تعتدوا ان الله لا یحب المعتدین
ای کسانی که ایمان آورده اید طیباتی را که خداوند برایتان حلال کرده بر خود حرام نکنید و تجاوز نکنید که خداوند متجاوزان را دوست نمی دارد
ابتدا خداوند استفاده از نعمات حلال را اکیدا توصیه می نماید و پس از آن اهل ایمان را از تجاوز به اعمال حرام باز می دارد
از این آیه می توان فهمید که اگر می خواهیم کسی را از حرام باز داریم ابتدا باید راه حلال را به او نشان داده ، او را به انجام حلال توصیه نموده و از عواقب پرهیز از حلال مطلع گردانیم .
وقتی کسی ازدواج موقت می کند دیگر نیازی به زنا پیدا نمی کند مگر آنکه از بدبخترین مردم باشد
که مولا امیر المومنین علی (ع) فرمود : اگر عمر ازدواج موقت را حرام نمی کرد ، هیچ کس زنا نمی کرد ، مگر بدبخت ترین انسانها .
پیامبر اعظم (ص) فرمود : هرکه از حلال شرم کند خدا وی را به حرام مبتلا نماید .
معمولا مجرد هایی که از ازدواج موقت شرم دارند به نوعی از گناه مبتلا شده اند ، یا زناکارند یا خود ارضایی می کنند و یا در برخود عاطفی با جنس مخالف ( نامحرم ) دچار زیاده روی شده اند
و آنقدر در حرام آشفته اند که گویی اینگونه اعمال حلال است و عجیب اینجاست که از اعمال حرام شرمی ندارند .
همچنین رسول خدا (ص) فرمود : آنکه حلال را حرام می کند مانند کسی است که حرام را حلال می کند
تجربه نشان داده است که کسانی که یک عمل حلال را بر خود حرام می کنند در مقابل یک یا چند عمل حرام را پیوسته انجام داده و آن را بر خود و دیگران حلال می دانند
آیه 1 سوره مبارکه تحریم ( عاقبت تحریم حلال )
یـا ایها النبى لم تحرم ما احل اللّه لک تبتغى مرضات ازواجک واللّه غفور رحیم .
ای پیامبر گرامی ! برای چه آنچه را که خدا بر تو حلال فرمود بر خود حرام کردی ؟ در حالی که می جویی ( به این تحریم ) خشنودی بعضی از همسرانت را و خدا آمرزنده و مهربان است
روزى پیامبر اعظم(ص) در اتاق حفصه و در غیاب او با کنیز خود مـاریـه قـبـطیه آمیزش نمود.
حفصه از راه رسید و با در بسته روبرو شد
در زد ، پیامبر اعظم(ص) در را گـشـودند.
حفصه بامشاهده ماریه و سیماى پیامبر اعظم(ص) که عرق از آن جارى بود ، همه چیز رافهمید و از این که پیامبر اعظم(ص) در اتاق او و در روزى که اختصاص به وى داشت با کنیزى آمیزش کرده است , سخت برآشفت و گفت با این کارمرا آزردى .
پیامبر اعظم(ص) فرمود براى خاطر تو او را بر خود حرام مى کنم
این آیه بیانگر این است که حتی برترین خلق خدا نیز حق ندارد آنچه را که خداوند حلال نموده بر خود حرام کند اما بعضی از افراد که به خیال خود مدافع دین هستند برای حفظ دین بعضی از حلال ها را نه تنها برای خود بلکه برای دیگران نیز حرام می کنند .
وای بر کسانی که قرآن را بر بالای سر می گیرند ، آن را به حافظه می سپارند اما هیچ گاه این کتاب نورانی را به دل نمی سپارند .
آیه 5 سوره مبارکه تحریم ( غیرباکره مساوی با باکره )
عسی ربه ان طلقکن ان یبد له ازواجا خیرا منکن مسلمات مومنات قائنات تائبات عابدات سائحات ثیبات و ابکارا
امید هست که اگر پیغمبر شما را طلاق داد خدا زنانی بهتر از شما به همسری او در آورد که همه با مقام تسلیم و ایمان و خضوع و اطاعت اهل توبه و عبادت رهسپار باشند ، شوهردیده و باکره .
خداوند در بیان صفات زنان برتر برای ازدواج دائم ، زنان شوهر دیده را بر دختران باکره مقدم می شمرد
با توجه به آیات قرآن و روایات وارده از ائمه اطهار (علیه السلام ) از دست دادن بکارت از شان زن نمی کاهد و ارزش او را به هیچ عنوان پایین نمی آورد
اسلام بکارت را یک کالا نمی داند که بخواهد ارزش زن را بواسطه دارا بودن و یا دارا نبودن این کالا تعیین کند .
آیه 35 سوره مبارکه بقره ( از نعمات الهی بهره ببرید )
و قلنا یادم اسکن انت و زوجک الجنه و کلا منها رغدا حیث شئتما و لا تقربا هذه الشجره فتکونا من الظالمین
و گفتیم ای آدم خود و همسرت در این باغ ساکن شوید و از هر کجای آن خواهید فراوان بخورید ولی به این درخت نزدیک نشوید ، که از ستمکاران خواهید بود
خداوند در این آیه ابتدا به استفاده فراوان از نعمت های بهشت توصیه می نماید و در انتها یادآوری می کند که تنها از نزدیک شدن به یک درخت پرهیز کنید
اول باید استفاده های صحیح را تعلیم داد و پس از آن از چیزهایی نهی کرد (تفسیر بشری-ج1)
این آیه و امثال این آیه اصول امر به معروف و نهی از منکر اسلامی را نشان می دهد اما متاسفانه در دورانی زندگی می کنیم که مبلغان دین دقیقا از عکس این اصل استفاده می نمایند یعنی ابتدا نهی از منکر می کنند و اگر دیدند اثری نداشت به ناچار امر به معروف می نمایند .
نویسنده : حمید توکلی کرمانی
احکام ازدواج ( دايم ، موقت )
به منظور رفتار صحيح و توجه به اخلاق و اشائه فرهنگ صحيح اسلامی و به منظور سلامت روحي و رواني جوانان بر آن شدیم تا برخي از سوالات متدوال جنسی و سکسی را که از مراجع تقلید پرسیده اند را در اینجا ذکر کنیم باشد که خداوند همواره راهنماي ما باشد.
احکام جماع و آمیزش - ازدواج موقت
آيا مرد با داشتن همسر دايم، مى تواند ازدواج موقت كند؟ رضايت و اجازه همسر دايمى او چه نقشى دارد؟
مرد با داشتن همسر دائمى شرعا مى تواند ازدواج موقت نمايد و اجازه از همسر شرط صحت نيست، ولى اگر در ضمن عقد با همسر اول شرط كرده كه بدون رضايت همسرش زن ديگرى نگيرد بايد به اين تعهد عمل نمايد. البته با داشتن زنى كه به وظايف خود عمل مى كند مصلحت در ازدواج مجدد نيست.
آيا در ازدواج موقت با دختر باكره، اذن پدر دختر لازم است؟
به نظر بسيارى از فقها ازدواج با دختر بكر چه به طور دائم و چه موقت بنابر احتياط واجب اجازه پدر يا جد پدرى لازم است - بديهى است اگر ازدواج با اجازه پدر يا جد پدرى دختر انجام بگيرد هر گونه لذت بردن از او اشكال ندارد.
كمترين و بيشترين زمان ازدواج موقت چقدر است؟
آنچه در ازدواج موقت شرط است اين است كه مدت ذكر شود و زمان معين باشد ولى اين كه اكثر و اقل زمان آن چقدر بايد باشد مى توان مدت عقد موقت را از يك ساعت تا 99 سال هم قرار داد.
فرزندى كه از ازدواج موقت متولد مى شود مربوط به پدر است يا مادر؟
بچه مربوط به پدر و مادر است و به طور كلى فرزندانى كه از عقد موقت متولد مى شوند همه حقوق فرزندى را دارند.
آيا ازدواج موقت با دخترى كه بكارتش از راه غير شوهر كردن از بين رفته است نياز به اذن پدر دارد؟
اگر بكارت به غير شوهركردن از بين رفته باشد، باز هم براى ازدواج (چه دائم و چه موقت) اذن پدر يا جد پدرى شرط است.
آيا ثبت ازدواج موقت در دفتر اسناد رسمى ضرورى است؟
از نظر قانونى لازم است. اين مسأله از احكام انتظامى حكومتى است و تخلف از آن داراى پيگرد قانونى است ولى مبطل عقد نيست.
ازدواج موقت با اهل كتاب و مشرك چه حكمى دارد و عقد ازدواج به چه صورتى بايد باشد؟
صيغه كردن زنان اهل كتاب (يهودى و مسيحى) اشكال ندارد ولى ازدواج با زنان مشرك (مثل بت پرستها) به هيچ وجه (دائم و موقت) جايز نيست. در صورت جمع بودن شرايط صيغه (مثل اين كه در عده نباشد) احتياط آن است كه صيغه آن به عربى صحيح خوانده شود. اما در صورتى كه مرد و زن نتوانند صيغه را به عربى بخوانند مى توانند به زبان خود بخوانند و گرفتن وكيل براى خواندن صيغه به زبان عربى واجب نيست ولى بايد لفظى بگويند كه معناى همان صيغه عربى را بفهماند.
شرائط ازدواج موقت را بيان فرمائيد.
شرايط نكاح غير دائم همان شرايط نكاح دائم است به اضافه تعيين مدت زناشويى و تعيين مقدار مهر كه اين دو در متن صيغه عقد بايد ذكر شود. بنابراين مجموع شرايط نكاح غير دائم بدين قرار خواهد شد:
1- اذن ولى در صورتى كه دختر باكره باشد و اگر باكره نباشد اين شرط لازم نيست.
2- تعيين مدت زناشويى و مقدار مهر در متن صيغه عقد.
3- اجراى صيغه عقد به نحو صحيح به وسيله خود طرفين و اگر طرفين توانايى خواندن صيغه را به عربى نداشته باشند مى توانند وكيل بگيرند.
حكم ازدواج موقت با زن فاحشه و اهل كتاب چيست؟
ازدواج موقت با زن فاحشه جايز است على كراهة خصوصاً اگر از زنان مشهور به زنا باشند كه كراهت شديدترى دارد. ازدواج موقت با زنان كافرى كه اهل كتاب نيستند جايز نيست ولى با آنان كه اهل كتاب هستند مثل يهوديان و نصرانى ها جايز است و اشكال ندارد،
اگر در مدت ازدواج موقت زن حامله شود آيا فرزندى كه بعدا به دنيا مى آيدمتعلق به پدر است و مسئوليتى بر عهده اوست
فرزندانى كه از طريق ازدواج موقت به دنيا مى آيند متعلق به پدر و مادر هستند و مخارج آنان بر عهده پدر است و از تمام حقوقى كه فرزند بر پدر و مادر دارد برخوردار مى باشند.
متعه نمودن زنان بدكاره چه حكمى دارد و بايد شرايط ازدواج موقت از نظرعده و... رعايت شود يا نه؟
اكثريت قريب به اتفاق مراجع متعه در مورد سوال را جايز (ولى مكروه) مى دانند. و آميزشهاى نامشروع پيشين عده ندارند. اما براى آميزش بعد از عقد موقت لازم است عده نگه داشته شود.
آيا انسان بدون وجود شاهدى مى تواند صيغه عقد موقت را بخواند در صورت مواجه شدن با نيروهاى انتظامى چگونه بايد جواب دهد؟
از نظر شرعى اگر زن و مردى ادعاى زوجيت با يكديگر داشته باشند ادعا پذيرفته است مگر آنكه قرينهاى بر خلاف و يا فريبى در كار باشد. و خواندن صيغه نياز به شاهد ندارد.
آيا اگر دختر گفت پدر و مادرم راضى هستند مى شود به گفته او بدون اذن پدربا او ازدواج كرد؟
الف) كافى نيست مگر آن كه دسترسى به پدر ممكن نباشد و يا از گفته او يقين به اذن پدر حاصل شود.
ب) اين كه بگويد خودم مسؤول هستم كافى نيست مگر براساس فتواى مرجعى مانند آيت الله بهجت كه در مورد بالغه رشيده اذن پدر را هر چند از نظر تكليفى لازم مى دانند ولى آن را شرط صحت عقد نمى دانند.
س: آبى كه بعد از تحريكات جنسى از مردان خارج می شود و بدون بو و رنگ وكمى چسبنده است پاك است يا نجس؟
آبها ورطوبت هايى كه قبل از خروج منى در اثر تحريك جنسى از فرد خارج می شود پاك است و وضو را نيز باطل نمی كند همچنين است آبى كه پس از منى خارج می شود. بنابراين جز منى و بول بقيه رطوبت ها پاك است.
س: اگر فرزندى نزديكى پدر و مادر را ببيند و همين امر باعث استمنا كردناو شود آيا گناهش به عهده كيست؟
از نظر اسلام بر پدر و مادر لازم است كه هنگام خلوت كردن كاملاً خود را از ديد فرزندان مخفى كنند و سعى نمايند كه حتى صداى نفس آنها به گوش فرزندان نرسد و اگر عمداً رعايت اين جهات را نكنند گناه كردهاند ولى فرزندان هم بايد مواظف رفتار خود باشند و بدون اجازه و سرزده وارد اتاق پدر و مادر نشوند و حتى نگاه كردن از شكاف و يا پنجرهاى كه به اتاق آنها مربوط است، گناه می باشد. در هر صورت اگر چنين اتفاقى افتاد، دليل نمی شود كه فرزند خود را به گناه استمنا يا ساير گناهان آلوده نمايد بلكه بايد از خداوند كمك بخواهد و با نفس و شيطان مبارزه نمايد و در اولين فرصت در صورت امكان ازدواج كند و اگر مدتى شيطان بر او غلبه كرد و نتوانست خود را كنترل كند و به گناه آلوده شد، بايد توبه كند و به سوى خدا باز گردد.
س: اگر مردى با زنش از پشت نزديكى كند بر زن نيز غسل جنابت واجب می شود؟
اگر دخول به مقدار ختنه گاه انجام شود هر دو جنب می شوند.
س: نزديكى از پشت با همسر در مواقعى كه حائض يا آبستن است، چه حكمى دارد؟
وطى كردن در حال عادى كراهت دارد و در حال حيض با رضايت زن كراهت شديده دارد.
س: آيا غسل جنابت فورا بر انسان واجب مى شود و آيا براى چند مرتبه آميزش يك غسل كافى است؟
غسل جنابت براى نماز واجب می شود و لازم نيست كه فوراً بعد از جنابت غسل انجام شود، همچنين براى چندين مرتبه جنابت، يك غسل بيشتر واجب نيست.
2. دستور خواندن صیغه عقد غیردائم
3. شرایط عقد ازدواج
4. احکام عقد غیردائم
5. عده در ازدواج غیردائم
6. بعضی از محدودیت ها و مسئولیت های ازدواج غیر دائم
7. اجازه گرفتن از پدر
بخش دوم : بررسی اختلاف فتوای مراجع تقلید محترم در مورد اذن پدر
1. بررسی 12 فتوا از 12 مرجع تقلید محترم
2. نتیجه گیری کلی
3. تغییر فتوای بعضی از مراجع محترم تقلید
4. تعریف دختر رشیده و دختر باکره
بخش اول : احکام کامل ازدواج غیردائم :
ازدواج و زناشوئی
مساله 2023- ازدواج ( دائم و غیردائم ) از مستحبات است و اگر کسی بترسد که با ترک ازدواج ( دائم و غیردائم ) در حرام بیفتد ازدواج ( دائم و غیر دائم ) بر او واجب است.
مساله 2104 – مستحب است در شوهر دادن دختری که به حد بلوغ رسیده تعجیل کنند ، همچنین در مورد زن دادن به پسرانی که نیاز به همسر دارند .
مساله 2024 – به واسطه عقد ازدواج زن و مرد به هم حلال می شوند و آن بر دو قسم است : ازدواج دائم که همیشگی است و زنی را که به این عقد در می آید «دائمه» گویند و ازدواج غیردائم که برای مدت معینی عقد زناشوئی می بندند، خواه این مدت کوتاه باشد یا طولانی و آن را « متعه» نیز می نامند.
مساله 2025 – در عقد ازدواج خواه دائم باشد یا موقت، خواندن صیغه لازم است و رضایت طرفین به تنهایی کافی نیست و صیغه عقد را طرفین یا وکیل آنها می توانند بخوانند.
مساله 2026- وکالت مرد از طرف زن، یا زن از طرف مرد، برای خواندن صیغه مانعی ندارد.
مساله 2027- هر گاه زن و مردمی به کسی وکالت داده اند صیغه عقد آنها را بخواند تا یقین نکنند که وکیل صیغه را خوانده بر یکدیگر حلال نمی شوند، ولی اگر وکیل مورد اعتماد باشد و بگوید خوانده ام کافی است.
مساله 2028- هرگاه زن، کسی را وکیل کند که او را مثلا برای ده روز یا دو ماه به عقد مردمی درآورد و ابتدای آن را معین نکند باید آغاز آن را از روز و ساعتی که عقد می کند قرار دهد.
مساله 2029- احتیاط مستحب آن است که یک نفر از سوی دو همسر صیغه عقد نخواند، یعنی دو طرف عقد دو نفر باشند و نیز احتیاط مستحب این است که انسان نمی تواند از طرف زن وکیل شود تا آن را برای خود بطور دائم و یا موقت عقد کند.
دستور خواندن صیغه عقد غیردائم
مساله 2031- برای خواندن صیغه عقد موقت کافی است بعد از آن که مدت و مهر معین شد، زن بگوید : « زوجتک نفسی فی المده المعلومه علی المهر المعلوم» (من خودم را به همسری تو در مدت معین با مهر معین درآوردم) مرد نیز بگوید : « قبلت» ( قبول کردم) یا این که وکیل زن بگوید : « متعت موکلتی موکلک فی المده المعلومه علی المهر المعلوم» ( موکله خودم را به ازدواج موکل تو در مدت معین با مهر معین درآوردم) وکیل مرد نیز بگوید : « قبلت لموکلی هکذا» ( قبول کردم برای موکل خودم همینطور) .
شرایط عقد ازدواج
مساله 2032- عقد ازدواج شرایطی دارد از جمله :
-1احتیاط آن است که صیغه آن به عربی صحیح خوانده شود ولی در صورتی که مرد و زن نتوانند صیغه را به عربی بخوانند می توانند به زبان خود بخوانند و گرفتن وکیل برای خواندن صیغه به زبان عربی واجب نیست. ولی باید لفظی بگویند که معنی همان صیغه عربی را بهفماند.
-2 کسی که صیغه را می خواند باید قصد انشاء داشته باشد یعنی قصدشان این باشد که با گفتن این الفاظ همسری در میان آن دو برقرار گردد زن خود را همسر مرد قرار دهد و مرد این معنی را قبول کند وکیل نیز باید چنین قصدی را داشته باشد.
-3کسی که صیغه عقد را می خواند باید عاقل و احتیاطاً بالغ باشد هر چند از طرف دیگری وکیل باشد.
-4ولی یا وکیل در اجرای صیغه عقد باید زن و شوهر را معین کند بنابراین اگر کسی چند دختر دارد نمی تواند به مردی بگوید : « زوجتک احدی بناتی» ( یکی از دخترانم را به همسری تو در آورم)
-5 زن و مرد باید از رو ی اختیار به ازدواج راضی باشند ولی اگر یکی از آن دو ظاهرا با کراهت اجازه می دهد اما می دانیم قلبا راضی است عقد صحیح است.
-6صیغه عقدباید صحیح خوانده شود و اگر طوری غلط بخوانند که معنی آن را عوض کند عقد باطل است اما اگر معنی عوض نشود اشکالی ندارد.
مساله 2033- کسی که دستور زبان عربی را نمی داند ولی کلمات عقد را صحیح ادا می کند و معنی آن را نیز می داند عقد او صحیح است.
مساله 2034- اگر عقد زنی را برای مردی بدون اجازه آنها بخوانند و بعدا آنها راضی شوند و اجازه دهند عقد صحیح است.
مساله 2035- اگر زن و مردی یا یکی از آن دو را مجبور به ازدواج نمایند ولی بعد از خواندن عقد راضی شوند و اجازه دهند احتیاط واجب آن است که صیغه عقد را از نو بخوانند.
مساله 2036- پدر و جد پدری می توانند ( در صورت ضرورت ) برای فرزند نابالغ یا دیوانه خود ازدواج کنند و بعد از آن که طفل بالغ شد یا دیوانه عاقل گردید بنابر احتیاط واجب نباید آن را به هم زد.
مساله 2037- دختری که به حد بلوغ رسیده و رشیده است، یعنی مصلحت خود را تشخیص می دهد چنانچه باکره باشد احتیاط آن است که با اجازه پدر یا جد پدری ازدواج نماید ولی اگر همسر مناسبی برای دختر پیدا شود و پدر مخالفت کند اجازه او شرط نیست، همچنین اگر به پدر یا جد پدری دسترسی نباشد و دختر هم احتیاج به شوهر کردن داشته باشد یا این که دختر قبلاً شوهر کرده باشد که در این دو صورت نیز اجازه پدر و جد در ازدواج جدید لازم نیست.
مساله 2102 – هرگاه زن بگوید شوهر ندارم می توان حرف او را قبول کرد به شرط آنکه متهم نباشد ، اما اگر بگوید یائسه ام قبول ادعای او اشکال دارد .
- تعيين مهر و ذكر آن شرط ازدواج موقت است و هر چيزي كه ماليت داشته باشد چه كم چه زياد، را ميتوان با رضايت زن و مرد به عنوان مهر تعيين كرد.
احکام عقد غیردائم
مساله 2070- در ازدواج موقت مقدار وقت و مقدار مهر تعیین شده باشد و بدون آن باطل است.
مساله 2071- ازدواج موقت هرچند برای لذت بردن هم نباشد بلکه به قصد محرم شدن نزدیکان آن دختر باشد جائز است مشروط بر اینکه دختری را که به ازدواج موقت در می آورند در حدی باشد که قابل لذت جنسی باشد، مثلا اگر کوچک است باید وقت را به اندازه ای زیاد کنند که دوران آمادگی دختر را شامل شود، هرچند بعد از عقد مدت را ببخشند.
مساله 2072- احتیاط واجب آن است که شوهر بیش از چهار ماه نزدیکی با همسر خود را در ازدواج موقت نیز ترک نکند.
مساله 2073- زنی می تواند در ازدواج موقت شرط کند که شوهر با او نزدیکی نکند و تنها لذتهای دیگر ببرد، ولی اگر بعدا به این امر راضی شود مانعی ندارد.
مساله 2074- همسر ازدواج موقت حق خرجی ندارد، هرچند باردار شود و از شوهر ارث نمی برد و شوهر هم از او ارث نمی برد و حق واجب همخوابی نیز ندارد.
مساله 2075- همسر موقت می تواند بدون اجازه شوهر از خانه بیرون رود یا کاری در خارج خانه برای خود انتخاب کند، مگر این که به خاطر بیرون رفتنش حق شوهر از بین برود.
مساله 2076- پدر یا جد پدری می تواند برای محرم شدن با زنی او را به عقد موقت پسر نابالغ خود درآورد ( به شرط این که مدت عقد به اندازه ای باشد که پسر به حد بهره گیری جنسی برسد) و نیز می تواند دختر نابالغی را برای محرم شدن بستگان به عقد کسی درآورد ( به همان شرط که در مورد پسر گفته شد) و در هر دو صورت بنابر احتیاط واجب باید عقد فایده ای برای آن دو داشته باشد و خالی از مفسده باشد.
مساله 2077- مرد می تواند مدت ازدواج موقت را ببخشد و به آن پایان دهد ، در این صورت اگر با آن زن نزدیکی کرده باید تمام مهر و اگر نزدیکی نکرده باید نصف آن را بدهد.
مساله 2078- مرد می تواند زنی را که صیغه اوست به عقد دائمی درآورد، ولی باید نخست باقیمانده مدت را ببخشد، سپس او را عقد کند.
مساله 2079- ازدواج موقت بعد از تمام شدن مدت آن، عده دارد به شرحی که در کتاب طلاق خواهد آمد و فرزندانی که از آن متولد می شوند تمام حقوق فرزندی را دارند و از پدر و مادر و بستگان خود ارث می برند هرچند آن زن و شوهر از هم ارث نمی برند.
عده در ازدواج غیردائم
در دو صورت ازدواج موقت عده ندارد :
1- نزدیکی صورت نگرفته باشد.
2 - زن یائسه باشد.
عده ازدواج غیردائم
عده ازدواج موقت بعد از تمام شدن مدت . در صورتی که عادات ماهانه می بیند به مقدار دو حیض کامل است و اگر عادت نمی بیند چهل و پنج روز تمام است.
عده وفات
و در صورتی که شوهر از دنیا برود باید چهار ماه و ده روز عده نگه دارد. خواه شوهرش با او نزدیکی کرده باشد یا نه . حتی زن یائسه نیز باید عده وفات نگه دارد . و اگر باردار است باید تا هنگام وضع حمل عده نگه دارد ولی اگر پیش از گذشتن چهار ماه و ده روز فرزندش به دنیا آید باید تا چهار ماه و ده روز از مرگ شوهر عده را ادامه دهد.
بعضی از محدودیت ها و مسئولیت های ازدواج غیر دائم
مساله 2042 – ازدواج با زنانی که با انسان محرم هستند حرام است ، مانند مادر ، دختر ، خواهر ، عمه ، خاله ، دختر برادر ، دختر خواهر ، زن پدر ، دختر زن و مادر زن .
مساله 2043 – هرگاه کسی زنی را برای خود عقد ( دائم ، غیردائم ) نماید هرچند با او نزدیکی نکرده باشد ، مادر و مادر مادر آن زن و مادر پدر او هر چه بالا روند به آن مرد محرم می شوند ، ولی دختر زن و نوه دختری و پسری آن زن در صورتی به آن مرد حرام می شوند که با آن زن نزدیکی کرده باشد .
مساله 2046 – هرگاه زنی را برای خود عقد کندتا وقتی آن زن در عقد اوست نمی تواند با خواهر آن زن ازدواج کند ، خواه عقد دائم باشد یا غیردائم ، حتی بعد از طلاق مادام که در عده است ، در صورتی که عدع رجعی باشد ، نمی تواند خواهر او را بگیرد و احتیاط مستحب آن است که در عدع طلاق بائن که شرح آن خواهد آمد با او ازدواج نکند ، همچنین در عده متعه ، خواه بعد از تمام شدن مدت باشد و یا بخشیدن مدت .
مساله 2079- ازدواج موقت بعد از تمام شدن مدت آن، عده دارد و فرزندانی که از آن متولد می شوند تمام حقوق فرزندی را دارند و از پدر و مادر و بستگان خود ارث می برند هرچند آن زن و شوهر از هم ارث نمی برند.
مساله 2075- همسر موقت می تواند بدون اجازه شوهر از خانه بیرون رود یا کاری در خارج خانه برای خود انتخاب کند، مگر این که به خاطر بیرون رفتنش حق شوهر از بین برود.
مساله 2074- همسر ازدواج موقت حق خرجی ندارد، هرچند باردار شود و از شوهر ارث نمی برد و شوهر هم از او ارث نمی برد و حق واجب همخوابی نیز ندارد.
مساله 2072- احتیاط واجب آن است که شوهر بیش از چهار ماه نزدیکی با همسر خود را در ازدواج موقت نیز ترک نکند.
مساله 2073- زنی می تواند در ازدواج موقت شرط کند که شوهر با او نزدیکی نکند و تنها لذتهای دیگر ببرد، ولی اگر بعدا به این امر راضی شود مانعی ندارد.
مساله 2070- در ازدواج موقت مقدار وقت و مقدار مهر تعیین شده باشد و بدون آن باطل است.
مساله 2048- زن مسلمان نمی تواند به عقد کافر درآید، همچنین مرد مسلمان نمی تواند بنابر احتیاط با زن کافر ازدواج دائم کند ولی ازدواج موقت با زنان اهل کتاب مانند یهود و نصاری مانعی ندارد
مساله 2032- ........ 5- زن و مرد باید از رو ی اختیار به ازدواج راضی باشند ولی اگر یکی از آن دو ظاهرا با کراهت اجازه می دهد اما می دانیم قلبا راضی است عقد صحیح است.
- عقد ازدواج موقت با زني كه زنا كار است، خصوصا اگر از زنهايي باشد كه در زنا شهرت دارد، با كراهت جايز است، و اگر مرد با او ازدواج موقت نمود، زن را از فجور باز دارد.
اجازه گرفتن از پدر ( اذن ولی )
مساله 2037- دختری که به حد بلوغ رسیده و رشیده است، یعنی مصلحت خود را تشخیص می دهد چنانچه باکره باشد احتیاط آن است که با اجازه پدر یا جد پدری ازدواج نماید ولی اگر همسر مناسبی برای دختر پیدا شود و پدر مخالفت کند اجازه او شرط نیست، همچنین اگر به پدر یا جد پدری دسترسی نباشد و دختر هم احتیاج به شوهر کردن داشته باشد یا این که دختر قبلاً شوهر کرده باشد که در این دو صورت نیز اجازه پدر و جد در ازدواج جدید لازم نیست.
مساله 9 –در جایی که مجتهد صریحا فتوا ندارد ، بلکه می گوید احتیاط آن است که فلان گونه عمل شود ، این احتیاط را (( احتیاط واجب)) می گویند و مقلد یا باید به آن عمل کند و یا به مجتهد دیگر مراجعه نماید .
-اگر دختر باكره نباشد و بكارتش به وسيله شوهر كردن يا به واسطه وطي به شبهه و يا زنا از بين رفته باشد، اجازه پدر و جد پدري لازم نيست.
گردآوری : حمید توکلی کرمانی
منبع اصلی : رساله حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
بخش دوم : بررسی اختلاف فتوای مراجع تقلید محترم در مورد اذن پدر
بررسی 12 فتوا از 12 مرجع تقلید محترم:
حضرات آیات عظام خامنه ای ، مکارم شیرازی ، فاضل لنکرانی ، شیرازی ، تبریزی و... اذن پدر را برای دختر رشیده باکره بنابر احتیاط ، واجب می دانند .
حضرت آیت الله العظمی خامنه ای
اگر دختر باكره است بايد بنابر احتیاط واجب از ولى (پدر يا جد پدرى) وى اذن گرفته شود.
http://www.leader.ir/langs/FA/tree/5/index.php
حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
احتياط واجب آن است كه با اجازه پدر دختر باشد.
http://www.makaremshirazi.org/persian/modules.php?name=es&p=2&id=149
حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی
مسأله2498: دخترى كه بحدّ بلوغ رسيده و رشيده است يعنى مصلحت خود را تشخيص مى دهد اگر بخواهد شوهر كند، چنانچه باكره باشد، بنابر احتياط بايد از پدر يا جدّ پدرى خود اجازه بگيرد و اجازه مادر و برادر او لازم نيست حتى اگر پدر يا جد پدرى نداشته باشد.
http://www.lankarani.net/far/bok/view.php?ntx=027022#433
حضرت آیت الله العظمی شیرازی
بنابر احتياط واجب اذن ولى در ازدواج موقت نيز شرط است.
http://www.shirazi.ir/
حضرت آیت الله العظمی تبریزی
ازدواج دختر باكره بنا بر احتياط واجب بايد به اذن پدر يا جد پدرى باشد چه ازدواج به عقد دائم باشد يا به عقد موقت و چه در عقد موقت شرط شود كه نزديكى انجام نگيرد يا چنين شرطى نشود، والله العالم.
http://farsi.tabrizi.org/istifta/?sec=data/80
بعضی دیگر از مراجع محترم تقلید نظیر حضرات آیات عظام جناتی ، روحانی ، شاهرودی ، صادقی تهرانی ، اردبیلی و ...اذن پدر را برای دختر رشیده باکره لازم نمی دانند
حضرت آیت الله العظمی جناتی
اذن پدر در ازدواج دخترى كه بگونه كامل مصلحت و مفسده را درك مىكند و تحت تأثير احساسات قرار نمىگيرد، شرط نيست و اختيار با خود اوست
http://www.jannaati.com/far/index.php?page=6&row=6&start=6
حضرت آیت الله العظمی روحانی
بسمه تعالي؛ چنانچه رشيده باشد , اذن پدر در ازدواج دائم و متعه شرط نيست و رضايت خودش كافي است
http://www.rohani.ir/estefta/ans.php?stfid=794&subid=9&merg=1
حضرت آیت الله العظمی شاهرودی
چنانچه دختر بالغه وعاقله ورشیده باشد وصلاح وخیر وشر خود را تمیز بدهد ، مثلاً بتواند معاملات مهمه را انجام بدهد ، عقد او بدون اذن پدر صحیح است .
http://www.shahroudi.net/5etegad/setef08.htm#«%20احکام%20نکاح%20
حضرت آیت الله العظمی صادقی تهرانی
مساله 629 – هیچ گونه ولایتی از هیچ کس بر دختر رشیده باکره نیست ( اذن پدر لازم نیست )
حضرت آیت الله العظمی اردبیلی
(مسأله 2835) اگر دختر باكرهاى كه به حدّ بلوغ رسيده و رشيده است - يعنى مصلحت خود را تشخيص مىدهد - بتواند امورات خود را اداره كند و بيم آن كه فريب بخورد در ميان نباشد، چنانچه بخواهد ازدواج كند، احتياجى به اجازه پدر يا جدّ پدرى خود ندارد
http://www.ardebili.com/Per/Laws/Resaleh/default.asp
دو تن از مراجع محترم تقلید ، حضرات آیات عظام سیستانی و صانعی نیز اذن پدر را برای دختر رشیده باکره واجب می دانند .
حضرت آیت الله العظمی سیستانی
2385 - دخـتـرى كـه بـه حـد بـلوغ رسيده و رشيده است يعنى مصلحت خود را تشخيص مى دهد , اگر بـخواهد شوهر كند , چنانچه باكره باشد بايد از پدر يا جد پدرى خود اجازه بگيرد .
http://www.sistani.org/local.php?modules=nav&nid=3&bid=23&pid=1738
حضرت آیت الله العظمی صانعی
اجازه پدر و ولىّ در عقد موقت و صيغه، معتبر است و بدون اجازه او خواندن و نخواندن صيغه، همانند است و در عقد دايم نيز، مانند ساير مقرّرات، ثبت ازدواج در محضرها به عنوان قانون نظام، لازم و واجب است و بايد براى ثبت و اجراى صيغه عقد به محضر مراجعه شود و عدم مراجعه، معصيت و موجب ندامت است و عواقب خطرناكى را در پى دارد.
http://saanei.org/page.php?pg=showistifta&id=23〈=fa
نتیجه گیری کلی :
همانطور که مشاهده نمودید مراجع محترم تقلید در مورد اذن پدر برای دختر رشیده باکره سه نظر متفاوت دارند :
1 – لازم نیست 2- احتیاط واجب است 3-واجب است
اگر مرجع تقلید شما اذن پدر را لازم نمی داند ، تکلیف شما روشن است
اگر مرجع تقلید شما اذن پدر را واجب می داند ، تکلیف شما روشن است
اما اگر مرجع تقلید شما اذن پدر را بنابر احتیاط ، واجب می داند به مفهوم این است که نظر قاطعی در این مساله ندارد ، در این صورت شما بنا به اختیار خود می توانید یکی از دو کار زیر را انجام دهید :
1 – احتیاط واجب را واجب فرض نمایید و اذن پدر را بگیرید .
2 – به مرجعی رجوع کنید که در این مورد حکم قطعی دارد و طبق آن عمل نمایید در واقع باید اعلم ترین مرجع را از بین مراجعی که اذن پدر را لازم نمی دانند و یا واجب می دانند شناسایی نموده و طبق فتوای آن مرجع عمل نمایید .
عملا مقلدان همه مراجع تقلید محترم ( به جز مقلدان حضرات آیات عظام سیستانی و صانعی ) می توانند بدون در نظر گرفتن اذن ولی اقدام به ازدواج دائم یا غیر دائم با دختر رشیده باکره نمایند .
تغییر فتوای بعضی از مراجع محترم تقلید :
مساله اذن پدر با توجه به شرایط روز جامعه تعریف شده است بنابراین بعضی از مراجع محترم فتوای خود را بر اساس تغییر شرایط جامعه تغییر می دهند ، بطور مثال حضرت آیت الله العظمی امام خمینی (ره) اذن پدر را احتیاط واجب می دانستند اما چند سال قبل از فوتشان اذن پدر را واجب اعلام کردند.
همچنین حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی اذن پدر را لازم نمی دانستند اما اخیرا اذن پدر را احتیاط واجب اعلام نموده اند .
دو مثال فوق نشان می دهند تغییر فتوای مراجع محترم تقلید در مورد اذن پدر به سوی سخت گیری بیشتر است و از نظر بنده تنها دلیل این سخت گیری ها بی ارزش بودن دختر غیرباکره برای مردان ایرانی است ، لازم به ذکر است محبوبیت بکارت هیچ ارتباطی با دین معتدل اسلام ندارد و فقط یک عرف غلط اجتماعی است .
تعریف دختر رشیده و دختر باکره :
اختلاف نظر مراجع محترم تقلید در مورد اذن پدر فقط مربوط به دختر رشیده باکره است .
طبق نظر همه مراجع تقلید محترم : دختری که باکره نیست می تواند بدون اذن ولی ازدواج دائم یا غیر دائم نماید ، همچنین دختری که باکره و غیر رشیده است برای ازدواج دائم یا غیر دام حتما باید از پدر یا جد پدری خود کسب اجازه نماید .
دختر باکره
در مدخل آلت تناسلی زن پرده اي لطيف و مخاطي از جنس بافت پوشاننده مجرا وجود دارد که به آن Hymen یا پرده بکارت می گویند ، دختری که پرده بکارت آن سالم است دختر باکره و دختری که پرده بکارت آن پاره شده است ، دختر غیرباکره محسوب می شود .
دختر رشیده
سه تعریف متشابه از سه مرجع تقلید محترم :
تعریف اول : دختری که مصلحت خود را تشخيص مىدهد - بتواند امورات خود را اداره كند و بيم آن كه فريب بخورد در ميان نباشد
تعریف دوم : دختری که صلاح وخیر وشر خود را تمیز بدهد ، مثلاً بتواند معاملات مهمه را انجام بدهد
تعرف سوم : دخترى كه بگونه كامل مصلحت و مفسده را درك مىكند و تحت تأثير احساسات قرار نمىگيرد
1. ازدواج و زناشوئی
2. دستور خواندن صیغه عقد غیردائم
3. شرایط عقد ازدواج
4. احکام عقد غیردائم
5. عده در ازدواج غیردائم
6. بعضی از محدودیت ها و مسئولیت های ازدواج غیر دائم
7. اجازه گرفتن از پدر
بخش دوم : بررسی اختلاف فتوای مراجع تقلید محترم در مورد اذن پدر
1. بررسی 12 فتوا از 12 مرجع تقلید محترم
2. نتیجه گیری کلی
3. تغییر فتوای بعضی از مراجع محترم تقلید
4. تعریف دختر رشیده و دختر باکره
بخش اول : احکام کامل ازدواج غیردائم :
ازدواج و زناشوئی
مساله 2023- ازدواج ( دائم و غیردائم ) از مستحبات است و اگر کسی بترسد که با ترک ازدواج ( دائم و غیردائم ) در حرام بیفتد ازدواج ( دائم و غیر دائم ) بر او واجب است.
مساله 2104 – مستحب است در شوهر دادن دختری که به حد بلوغ رسیده تعجیل کنند ، همچنین در مورد زن دادن به پسرانی که نیاز به همسر دارند .
مساله 2024 – به واسطه عقد ازدواج زن و مرد به هم حلال می شوند و آن بر دو قسم است : ازدواج دائم که همیشگی است و زنی را که به این عقد در می آید «دائمه» گویند و ازدواج غیردائم که برای مدت معینی عقد زناشوئی می بندند، خواه این مدت کوتاه باشد یا طولانی و آن را « متعه» نیز می نامند.
مساله 2025 – در عقد ازدواج خواه دائم باشد یا موقت، خواندن صیغه لازم است و رضایت طرفین به تنهایی کافی نیست و صیغه عقد را طرفین یا وکیل آنها می توانند بخوانند.
مساله 2026- وکالت مرد از طرف زن، یا زن از طرف مرد، برای خواندن صیغه مانعی ندارد.
مساله 2027- هر گاه زن و مردمی به کسی وکالت داده اند صیغه عقد آنها را بخواند تا یقین نکنند که وکیل صیغه را خوانده بر یکدیگر حلال نمی شوند، ولی اگر وکیل مورد اعتماد باشد و بگوید خوانده ام کافی است.
مساله 2028- هرگاه زن، کسی را وکیل کند که او را مثلا برای ده روز یا دو ماه به عقد مردمی درآورد و ابتدای آن را معین نکند باید آغاز آن را از روز و ساعتی که عقد می کند قرار دهد.
مساله 2029- احتیاط مستحب آن است که یک نفر از سوی دو همسر صیغه عقد نخواند، یعنی دو طرف عقد دو نفر باشند و نیز احتیاط مستحب این است که انسان نمی تواند از طرف زن وکیل شود تا آن را برای خود بطور دائم و یا موقت عقد کند.
دستور خواندن صیغه عقد غیردائم
مساله 2031- برای خواندن صیغه عقد موقت کافی است بعد از آن که مدت و مهر معین شد، زن بگوید : « زوجتک نفسی فی المده المعلومه علی المهر المعلوم» (من خودم را به همسری تو در مدت معین با مهر معین درآوردم) مرد نیز بگوید : « قبلت» ( قبول کردم) یا این که وکیل زن بگوید : « متعت موکلتی موکلک فی المده المعلومه علی المهر المعلوم» ( موکله خودم را به ازدواج موکل تو در مدت معین با مهر معین درآوردم) وکیل مرد نیز بگوید : « قبلت لموکلی هکذا» ( قبول کردم برای موکل خودم همینطور) .
شرایط عقد ازدواج
مساله 2032- عقد ازدواج شرایطی دارد از جمله :
-1احتیاط آن است که صیغه آن به عربی صحیح خوانده شود ولی در صورتی که مرد و زن نتوانند صیغه را به عربی بخوانند می توانند به زبان خود بخوانند و گرفتن وکیل برای خواندن صیغه به زبان عربی واجب نیست. ولی باید لفظی بگویند که معنی همان صیغه عربی را بهفماند.
-2 کسی که صیغه را می خواند باید قصد انشاء داشته باشد یعنی قصدشان این باشد که با گفتن این الفاظ همسری در میان آن دو برقرار گردد زن خود را همسر مرد قرار دهد و مرد این معنی را قبول کند وکیل نیز باید چنین قصدی را داشته باشد.
-3کسی که صیغه عقد را می خواند باید عاقل و احتیاطاً بالغ باشد هر چند از طرف دیگری وکیل باشد.
-4ولی یا وکیل در اجرای صیغه عقد باید زن و شوهر را معین کند بنابراین اگر کسی چند دختر دارد نمی تواند به مردی بگوید : « زوجتک احدی بناتی» ( یکی از دخترانم را به همسری تو در آورم)
-5 زن و مرد باید از رو ی اختیار به ازدواج راضی باشند ولی اگر یکی از آن دو ظاهرا با کراهت اجازه می دهد اما می دانیم قلبا راضی است عقد صحیح است.
-6صیغه عقدباید صحیح خوانده شود و اگر طوری غلط بخوانند که معنی آن را عوض کند عقد باطل است اما اگر معنی عوض نشود اشکالی ندارد.
مساله 2033- کسی که دستور زبان عربی را نمی داند ولی کلمات عقد را صحیح ادا می کند و معنی آن را نیز می داند عقد او صحیح است.
مساله 2034- اگر عقد زنی را برای مردی بدون اجازه آنها بخوانند و بعدا آنها راضی شوند و اجازه دهند عقد صحیح است.
مساله 2035- اگر زن و مردی یا یکی از آن دو را مجبور به ازدواج نمایند ولی بعد از خواندن عقد راضی شوند و اجازه دهند احتیاط واجب آن است که صیغه عقد را از نو بخوانند.
مساله 2036- پدر و جد پدری می توانند ( در صورت ضرورت ) برای فرزند نابالغ یا دیوانه خود ازدواج کنند و بعد از آن که طفل بالغ شد یا دیوانه عاقل گردید بنابر احتیاط واجب نباید آن را به هم زد.
مساله 2037- دختری که به حد بلوغ رسیده و رشیده است، یعنی مصلحت خود را تشخیص می دهد چنانچه باکره باشد احتیاط آن است که با اجازه پدر یا جد پدری ازدواج نماید ولی اگر همسر مناسبی برای دختر پیدا شود و پدر مخالفت کند اجازه او شرط نیست، همچنین اگر به پدر یا جد پدری دسترسی نباشد و دختر هم احتیاج به شوهر کردن داشته باشد یا این که دختر قبلاً شوهر کرده باشد که در این دو صورت نیز اجازه پدر و جد در ازدواج جدید لازم نیست.
مساله 2102 – هرگاه زن بگوید شوهر ندارم می توان حرف او را قبول کرد به شرط آنکه متهم نباشد ، اما اگر بگوید یائسه ام قبول ادعای او اشکال دارد .
- تعيين مهر و ذكر آن شرط ازدواج موقت است و هر چيزي كه ماليت داشته باشد چه كم چه زياد، را ميتوان با رضايت زن و مرد به عنوان مهر تعيين كرد.
احکام عقد غیردائم
مساله 2070- در ازدواج موقت مقدار وقت و مقدار مهر تعیین شده باشد و بدون آن باطل است.
مساله 2071- ازدواج موقت هرچند برای لذت بردن هم نباشد بلکه به قصد محرم شدن نزدیکان آن دختر باشد جائز است مشروط بر اینکه دختری را که به ازدواج موقت در می آورند در حدی باشد که قابل لذت جنسی باشد، مثلا اگر کوچک است باید وقت را به اندازه ای زیاد کنند که دوران آمادگی دختر را شامل شود، هرچند بعد از عقد مدت را ببخشند.
مساله 2072- احتیاط واجب آن است که شوهر بیش از چهار ماه نزدیکی با همسر خود را در ازدواج موقت نیز ترک نکند.
مساله 2073- زنی می تواند در ازدواج موقت شرط کند که شوهر با او نزدیکی نکند و تنها لذتهای دیگر ببرد، ولی اگر بعدا به این امر راضی شود مانعی ندارد.
مساله 2074- همسر ازدواج موقت حق خرجی ندارد، هرچند باردار شود و از شوهر ارث نمی برد و شوهر هم از او ارث نمی برد و حق واجب همخوابی نیز ندارد.
مساله 2075- همسر موقت می تواند بدون اجازه شوهر از خانه بیرون رود یا کاری در خارج خانه برای خود انتخاب کند، مگر این که به خاطر بیرون رفتنش حق شوهر از بین برود.
مساله 2076- پدر یا جد پدری می تواند برای محرم شدن با زنی او را به عقد موقت پسر نابالغ خود درآورد ( به شرط این که مدت عقد به اندازه ای باشد که پسر به حد بهره گیری جنسی برسد) و نیز می تواند دختر نابالغی را برای محرم شدن بستگان به عقد کسی درآورد ( به همان شرط که در مورد پسر گفته شد) و در هر دو صورت بنابر احتیاط واجب باید عقد فایده ای برای آن دو داشته باشد و خالی از مفسده باشد.
مساله 2077- مرد می تواند مدت ازدواج موقت را ببخشد و به آن پایان دهد ، در این صورت اگر با آن زن نزدیکی کرده باید تمام مهر و اگر نزدیکی نکرده باید نصف آن را بدهد.
مساله 2078- مرد می تواند زنی را که صیغه اوست به عقد دائمی درآورد، ولی باید نخست باقیمانده مدت را ببخشد، سپس او را عقد کند.
مساله 2079- ازدواج موقت بعد از تمام شدن مدت آن، عده دارد به شرحی که در کتاب طلاق خواهد آمد و فرزندانی که از آن متولد می شوند تمام حقوق فرزندی را دارند و از پدر و مادر و بستگان خود ارث می برند هرچند آن زن و شوهر از هم ارث نمی برند.
عده در ازدواج غیردائم
در دو صورت ازدواج موقت عده ندارد :
1- نزدیکی صورت نگرفته باشد.
2 - زن یائسه باشد.
عده ازدواج غیردائم
عده ازدواج موقت بعد از تمام شدن مدت . در صورتی که عادات ماهانه می بیند به مقدار دو حیض کامل است و اگر عادت نمی بیند چهل و پنج روز تمام است.
عده وفات
و در صورتی که شوهر از دنیا برود باید چهار ماه و ده روز عده نگه دارد. خواه شوهرش با او نزدیکی کرده باشد یا نه . حتی زن یائسه نیز باید عده وفات نگه دارد . و اگر باردار است باید تا هنگام وضع حمل عده نگه دارد ولی اگر پیش از گذشتن چهار ماه و ده روز فرزندش به دنیا آید باید تا چهار ماه و ده روز از مرگ شوهر عده را ادامه دهد.
بعضی از محدودیت ها و مسئولیت های ازدواج غیر دائم
مساله 2042 – ازدواج با زنانی که با انسان محرم هستند حرام است ، مانند مادر ، دختر ، خواهر ، عمه ، خاله ، دختر برادر ، دختر خواهر ، زن پدر ، دختر زن و مادر زن .
مساله 2043 – هرگاه کسی زنی را برای خود عقد ( دائم ، غیردائم ) نماید هرچند با او نزدیکی نکرده باشد ، مادر و مادر مادر آن زن و مادر پدر او هر چه بالا روند به آن مرد محرم می شوند ، ولی دختر زن و نوه دختری و پسری آن زن در صورتی به آن مرد حرام می شوند که با آن زن نزدیکی کرده باشد .
مساله 2046 – هرگاه زنی را برای خود عقد کندتا وقتی آن زن در عقد اوست نمی تواند با خواهر آن زن ازدواج کند ، خواه عقد دائم باشد یا غیردائم ، حتی بعد از طلاق مادام که در عده است ، در صورتی که عدع رجعی باشد ، نمی تواند خواهر او را بگیرد و احتیاط مستحب آن است که در عدع طلاق بائن که شرح آن خواهد آمد با او ازدواج نکند ، همچنین در عده متعه ، خواه بعد از تمام شدن مدت باشد و یا بخشیدن مدت .
مساله 2079- ازدواج موقت بعد از تمام شدن مدت آن، عده دارد و فرزندانی که از آن متولد می شوند تمام حقوق فرزندی را دارند و از پدر و مادر و بستگان خود ارث می برند هرچند آن زن و شوهر از هم ارث نمی برند.
مساله 2075- همسر موقت می تواند بدون اجازه شوهر از خانه بیرون رود یا کاری در خارج خانه برای خود انتخاب کند، مگر این که به خاطر بیرون رفتنش حق شوهر از بین برود.
مساله 2074- همسر ازدواج موقت حق خرجی ندارد، هرچند باردار شود و از شوهر ارث نمی برد و شوهر هم از او ارث نمی برد و حق واجب همخوابی نیز ندارد.
مساله 2072- احتیاط واجب آن است که شوهر بیش از چهار ماه نزدیکی با همسر خود را در ازدواج موقت نیز ترک نکند.
مساله 2073- زنی می تواند در ازدواج موقت شرط کند که شوهر با او نزدیکی نکند و تنها لذتهای دیگر ببرد، ولی اگر بعدا به این امر راضی شود مانعی ندارد.
مساله 2070- در ازدواج موقت مقدار وقت و مقدار مهر تعیین شده باشد و بدون آن باطل است.
مساله 2048- زن مسلمان نمی تواند به عقد کافر درآید، همچنین مرد مسلمان نمی تواند بنابر احتیاط با زن کافر ازدواج دائم کند ولی ازدواج موقت با زنان اهل کتاب مانند یهود و نصاری مانعی ندارد
مساله 2032- ........ 5- زن و مرد باید از رو ی اختیار به ازدواج راضی باشند ولی اگر یکی از آن دو ظاهرا با کراهت اجازه می دهد اما می دانیم قلبا راضی است عقد صحیح است.
- عقد ازدواج موقت با زني كه زنا كار است، خصوصا اگر از زنهايي باشد كه در زنا شهرت دارد، با كراهت جايز است، و اگر مرد با او ازدواج موقت نمود، زن را از فجور باز دارد.
اجازه گرفتن از پدر ( اذن ولی )
مساله 2037- دختری که به حد بلوغ رسیده و رشیده است، یعنی مصلحت خود را تشخیص می دهد چنانچه باکره باشد احتیاط آن است که با اجازه پدر یا جد پدری ازدواج نماید ولی اگر همسر مناسبی برای دختر پیدا شود و پدر مخالفت کند اجازه او شرط نیست، همچنین اگر به پدر یا جد پدری دسترسی نباشد و دختر هم احتیاج به شوهر کردن داشته باشد یا این که دختر قبلاً شوهر کرده باشد که در این دو صورت نیز اجازه پدر و جد در ازدواج جدید لازم نیست.
مساله 9 –در جایی که مجتهد صریحا فتوا ندارد ، بلکه می گوید احتیاط آن است که فلان گونه عمل شود ، این احتیاط را (( احتیاط واجب)) می گویند و مقلد یا باید به آن عمل کند و یا به مجتهد دیگر مراجعه نماید .
-اگر دختر باكره نباشد و بكارتش به وسيله شوهر كردن يا به واسطه وطي به شبهه و يا زنا از بين رفته باشد، اجازه پدر و جد پدري لازم نيست.
گردآوری : حمید توکلی کرمانی
منبع اصلی : رساله حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
بخش دوم : بررسی اختلاف فتوای مراجع تقلید محترم در مورد اذن پدر
بررسی 12 فتوا از 12 مرجع تقلید محترم:
حضرات آیات عظام خامنه ای ، مکارم شیرازی ، فاضل لنکرانی ، شیرازی ، تبریزی و... اذن پدر را برای دختر رشیده باکره بنابر احتیاط ، واجب می دانند .
حضرت آیت الله العظمی خامنه ای
اگر دختر باكره است بايد بنابر احتیاط واجب از ولى (پدر يا جد پدرى) وى اذن گرفته شود.
http://www.leader.ir/langs/FA/tree/5/index.php
حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
احتياط واجب آن است كه با اجازه پدر دختر باشد.
http://www.makaremshirazi.org/persian/modules.php?name=es&p=2&id=149
حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی
مسأله2498: دخترى كه بحدّ بلوغ رسيده و رشيده است يعنى مصلحت خود را تشخيص مى دهد اگر بخواهد شوهر كند، چنانچه باكره باشد، بنابر احتياط بايد از پدر يا جدّ پدرى خود اجازه بگيرد و اجازه مادر و برادر او لازم نيست حتى اگر پدر يا جد پدرى نداشته باشد.
http://www.lankarani.net/far/bok/view.php?ntx=027022#433
حضرت آیت الله العظمی شیرازی
بنابر احتياط واجب اذن ولى در ازدواج موقت نيز شرط است.
http://www.shirazi.ir/
حضرت آیت الله العظمی تبریزی
ازدواج دختر باكره بنا بر احتياط واجب بايد به اذن پدر يا جد پدرى باشد چه ازدواج به عقد دائم باشد يا به عقد موقت و چه در عقد موقت شرط شود كه نزديكى انجام نگيرد يا چنين شرطى نشود، والله العالم.
http://farsi.tabrizi.org/istifta/?sec=data/80
بعضی دیگر از مراجع محترم تقلید نظیر حضرات آیات عظام جناتی ، روحانی ، شاهرودی ، صادقی تهرانی ، اردبیلی و ...اذن پدر را برای دختر رشیده باکره لازم نمی دانند
حضرت آیت الله العظمی جناتی
اذن پدر در ازدواج دخترى كه بگونه كامل مصلحت و مفسده را درك مىكند و تحت تأثير احساسات قرار نمىگيرد، شرط نيست و اختيار با خود اوست
http://www.jannaati.com/far/index.php?page=6&row=6&start=6
حضرت آیت الله العظمی روحانی
بسمه تعالي؛ چنانچه رشيده باشد , اذن پدر در ازدواج دائم و متعه شرط نيست و رضايت خودش كافي است
http://www.rohani.ir/estefta/ans.php?stfid=794&subid=9&merg=1
حضرت آیت الله العظمی شاهرودی
چنانچه دختر بالغه وعاقله ورشیده باشد وصلاح وخیر وشر خود را تمیز بدهد ، مثلاً بتواند معاملات مهمه را انجام بدهد ، عقد او بدون اذن پدر صحیح است .
http://www.shahroudi.net/5etegad/setef08.htm#«%20احکام%20نکاح%20
حضرت آیت الله العظمی صادقی تهرانی
مساله 629 – هیچ گونه ولایتی از هیچ کس بر دختر رشیده باکره نیست ( اذن پدر لازم نیست )
حضرت آیت الله العظمی اردبیلی
(مسأله 2835) اگر دختر باكرهاى كه به حدّ بلوغ رسيده و رشيده است - يعنى مصلحت خود را تشخيص مىدهد - بتواند امورات خود را اداره كند و بيم آن كه فريب بخورد در ميان نباشد، چنانچه بخواهد ازدواج كند، احتياجى به اجازه پدر يا جدّ پدرى خود ندارد
http://www.ardebili.com/Per/Laws/Resaleh/default.asp
دو تن از مراجع محترم تقلید ، حضرات آیات عظام سیستانی و صانعی نیز اذن پدر را برای دختر رشیده باکره واجب می دانند .
حضرت آیت الله العظمی سیستانی
2385 - دخـتـرى كـه بـه حـد بـلوغ رسيده و رشيده است يعنى مصلحت خود را تشخيص مى دهد , اگر بـخواهد شوهر كند , چنانچه باكره باشد بايد از پدر يا جد پدرى خود اجازه بگيرد .
http://www.sistani.org/local.php?modules=nav&nid=3&bid=23&pid=1738
حضرت آیت الله العظمی صانعی
اجازه پدر و ولىّ در عقد موقت و صيغه، معتبر است و بدون اجازه او خواندن و نخواندن صيغه، همانند است و در عقد دايم نيز، مانند ساير مقرّرات، ثبت ازدواج در محضرها به عنوان قانون نظام، لازم و واجب است و بايد براى ثبت و اجراى صيغه عقد به محضر مراجعه شود و عدم مراجعه، معصيت و موجب ندامت است و عواقب خطرناكى را در پى دارد.
http://saanei.org/page.php?pg=showistifta&id=23〈=fa
نتیجه گیری کلی :
همانطور که مشاهده نمودید مراجع محترم تقلید در مورد اذن پدر برای دختر رشیده باکره سه نظر متفاوت دارند :
1 – لازم نیست 2- احتیاط واجب است 3-واجب است
اگر مرجع تقلید شما اذن پدر را لازم نمی داند ، تکلیف شما روشن است
اگر مرجع تقلید شما اذن پدر را واجب می داند ، تکلیف شما روشن است
اما اگر مرجع تقلید شما اذن پدر را بنابر احتیاط ، واجب می داند به مفهوم این است که نظر قاطعی در این مساله ندارد ، در این صورت شما بنا به اختیار خود می توانید یکی از دو کار زیر را انجام دهید :
1 – احتیاط واجب را واجب فرض نمایید و اذن پدر را بگیرید .
2 – به مرجعی رجوع کنید که در این مورد حکم قطعی دارد و طبق آن عمل نمایید در واقع باید اعلم ترین مرجع را از بین مراجعی که اذن پدر را لازم نمی دانند و یا واجب می دانند شناسایی نموده و طبق فتوای آن مرجع عمل نمایید .
عملا مقلدان همه مراجع تقلید محترم ( به جز مقلدان حضرات آیات عظام سیستانی و صانعی ) می توانند بدون در نظر گرفتن اذن ولی اقدام به ازدواج دائم یا غیر دائم با دختر رشیده باکره نمایند .
تغییر فتوای بعضی از مراجع محترم تقلید :
مساله اذن پدر با توجه به شرایط روز جامعه تعریف شده است بنابراین بعضی از مراجع محترم فتوای خود را بر اساس تغییر شرایط جامعه تغییر می دهند ، بطور مثال حضرت آیت الله العظمی امام خمینی (ره) اذن پدر را احتیاط واجب می دانستند اما چند سال قبل از فوتشان اذن پدر را واجب اعلام کردند.
همچنین حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی اذن پدر را لازم نمی دانستند اما اخیرا اذن پدر را احتیاط واجب اعلام نموده اند .
دو مثال فوق نشان می دهند تغییر فتوای مراجع محترم تقلید در مورد اذن پدر به سوی سخت گیری بیشتر است و از نظر بنده تنها دلیل این سخت گیری ها بی ارزش بودن دختر غیرباکره برای مردان ایرانی است ، لازم به ذکر است محبوبیت بکارت هیچ ارتباطی با دین معتدل اسلام ندارد و فقط یک عرف غلط اجتماعی است .
تعریف دختر رشیده و دختر باکره :
اختلاف نظر مراجع محترم تقلید در مورد اذن پدر فقط مربوط به دختر رشیده باکره است .
طبق نظر همه مراجع تقلید محترم : دختری که باکره نیست می تواند بدون اذن ولی ازدواج دائم یا غیر دائم نماید ، همچنین دختری که باکره و غیر رشیده است برای ازدواج دائم یا غیر دام حتما باید از پدر یا جد پدری خود کسب اجازه نماید .
دختر باکره
در مدخل آلت تناسلی زن پرده اي لطيف و مخاطي از جنس بافت پوشاننده مجرا وجود دارد که به آن Hymen یا پرده بکارت می گویند ، دختری که پرده بکارت آن سالم است دختر باکره و دختری که پرده بکارت آن پاره شده است ، دختر غیرباکره محسوب می شود .
دختر رشیده
سه تعریف متشابه از سه مرجع تقلید محترم :
تعریف اول : دختری که مصلحت خود را تشخيص مىدهد - بتواند امورات خود را اداره كند و بيم آن كه فريب بخورد در ميان نباشد
تعریف دوم : دختری که صلاح وخیر وشر خود را تمیز بدهد ، مثلاً بتواند معاملات مهمه را انجام بدهد
تعرف سوم : دخترى كه بگونه كامل مصلحت و مفسده را درك مىكند و تحت تأثير احساسات قرار نمىگيرد
نویسنده : حمید توکلی کرمانی
مهر عبارت است از مالي كه به مناسبت ازدواج موقت، مرد ملزم به دادن آن به زن ميشود.168
ماده 1078 قانون مدني: “هر چيزي را كه مالكيت داشته و قابل تملك نيز باشد ميتوان مهر قرار داد.”
دو نكته در ماده 1078 قانون مدني قابل ذكر است:
بخش اول ـ خصوصيات مهر:
قسمت الف ـ مهر ماليت داشته باشد: يعني داراي ارزش داد و ستد اقتصادي باشد و مورد معاوضه قرار گيرد،169 اعم از اينكه عين خارجي باشد مانند زمين يا خانه و يا كلي در ذمه باشد مانند آنكه يكصد هزارتومان زوج در ذمهقبول كند و يا آنكه منافع باشد مانند عين مستأجره.
قسمت ب ـ قابل تملك باشد: مهر بايد مالي باشد كه زن بتواند آن را تملك نمايد و مالك آن شود. بنابراين چنانچه مهر مالي قرار داده شود كه قابل تملك نباشد مانند اموال عمومي مثل جاده و خيابان و يا خوك و يا شراب و ياماليت نداشته باشد مانند هوا، بالنتيجه چنانچه در ازدواج موقت مهري قرار گيرد كه ماليت نداشته باشد و يا اينكه قابل تملك نباشد مهر باطل است و چون مهر باطل است موجب بطلان عقد در ازدواج موقت ميگردد. زيرا تعيين مهر باشرايط صحت آن كه خللي به مهر وارد نيايد از اركان عقد ازدواج موقت به شمار ميرود و در صورت بطلان مهر، عقد را نيز باطل مينمايد.
مالي كه مهر قرار داده ميشود بايد ملك شوهر باشد. و لذا نميتوان ملك ديگري را مهر قرار داد.170
بخش دوم ـ مهر بايد منفعت عقلائي مشروع داشته باشد:
مالي كه به عنوان مهر تعيين ميشود، با استفاده از وحدت ملاك ماده 215 و ماده 348 قانون مدني، بايد متضمن منفعت عقلائي مشروع باشد و چنانچه داراي اين خصوصيت نباشد و چيزي به عنوان مهر تعيين شود كه فروش يااستعمال آن را قانون ممنوع كرده باشد مانند مواد مخدر و يا شراب، در چنين صورتي مهر باطل است و با بطلان مهر سرايت به عقد مينمايد و عقد ازدواج موقت نيز باطل خواهد بود.
بخش سوم ـ مهر بايد معلوم باشد:
ماده 1079 قانون مدني: “مهر بايد بين طرفين تا حدي كه رفع جهالت آنها بشود معلوم باشد.”
هرگاه مهر عين معين باشد، بايد در زمان عقد موجود باشد و اگر معلوم شود كه آن عين در زمان عقد موجود نبوده، تعيين مهر باطل خواهد بود171 و “در نتيجه عقد ازدواج موقت نيز باطل است.” مانند اينكه مرد، باغ معيني را مهرزن قرار دهد كه در حين عقد ازدواج موقت، باغ در حريم رودخانه بوده و با آمدن سيل كلا از بين رفته است، در اين صورت تعيين مهر باطل و بلااثر است و موجب بطلان عقد ازدواج موقت نيز ميشود.
يا به عبارت ديگر مهر نبايد مجهول باشد و بايد رفع ابهام گردد. معلوم بودن مهر به معلوم بودن مقدار و جنس و وصف است. معلوم شدن مهر براي طرفين گاه به وسيله مشاهده ميباشد و آن در مورد اعياني است كه در خارجموجودند و به وسيله مشاهده ميتوان رفع جهالت از آن نمود، مانند باغ و خانه. و گاه مشاهده به تنهايي براي آن كافي نيست، بلكه تعيين مقدار آن به وزن يا عدد يا مساحت لازم ميباشد مانند گندم، آهن و زمين.172
بنابراين تعيين دقيق مهر از نظر وزن و مساحت لازم نيست و به استناد ماده 216 قانون مدني كه ميگويد: “مورد معامله بايد مبهم نباشد مگر در موارد خاصه كه علم اجمالي به آن كافي است.”
زيرا عقد ازدواج موقت از عقود مسامحه است و علم اجمالي به مهر به صورت مشاهده كافي است.173
بخش چهارم ـ قدرت تسليم مهر در ازدواج موقت:
هرگاه در عقد ازدواج موقت، مرد قدرت بر تسليم مهر به زن را نداشته باشد، مهر باطل و موجب بطلان عقد ازدواج موقت است. منظور زن از قرار دادن مهر در ازدواج موقت به دست آوردن و مالكيت بر آن است بنابراينچنانچه مرد مالي را به عنوان مهر به زن تمليك نمايد كه قدرت بر تسليم آن را ندارد و زن هم قدرت تسليم بر آن را نداشته باشد مهر باطل است و موجب ابطال عقد ازدواج موقت ميگردد،174 مثلا انگشتري يا گردن بندي را كه در درياغرق شده و دست يافتن به آن ممكن نيست نميتوان مهر قرار داد. البته اگر مرد قادر به تسليم مال نباشد، ولي زن قادر به تسليم باشد، يعني بتواند خود آن را به دست آورد، چنانكه زن غواص ماهري بوده و بتواند جواهر را از قعر دريابيرون آورد، يا مالي را كه در دست غاصب است، با استفاده از نفوذ خانواده خود از او بگيرد، در اين صورت مال مذبور را ميتوان به عنوان مهر تعيين كرد.
بخش پنجم ـ تراضي مقدار مهر در ازدواج موقت )مهرالمسمي):
ماده 1080 قانون مدني: “تعيين مقدار مهر، منوط به تراضي طرفين است.”
مهري را كه ضمن عقد “ازدواج موقت” زن و مرد به تراضي معين ميكنند، به آن مهرالمسمي ميگويند. چنانكه كسان ديگري بدون موافقت زن و مرد مهريه را تعيين كنند صحيح نيست زيرا به دستور ماده بالا تعيين مقدار مهر،منوط به تراضي طرفين است و منظور از طرفين يعني زن و مردي كه طرفين عقد ازدواج موقت هستند لذا رضايت طرفين عقد شرط است.
بنابراين، موضوع اين مهر )مهرالمسمي (اگر عين معين است بايد در زمان عقد “ازدواج موقت” موجود باشد و ماليت داشته و قابل نقل و انتقال باشد و تا حدي كه رفع جهالت از دو طرف كند معلوم و معين شود. مرد بايد قدرت برتسليم مهر را داشته و مالك آن نيز باشد.175
تعيين مقدار مهر نيز به تراضي دو طرف واگذار شده است و آنان ميتوانند خود مقدار آن را تعيين كنند يا آنكه به تراضي، شخص ثالثي را براي اين منظور انتخاب كنند.176
بخش ششم ـ شرط بطلان ازدواج موقت در صورت عدم تأديه مهر:
ماده 1081 قانون مدني: “اگر در عقد نكاح شرط شود كه در صورت عدم تأديه مهر در مدت معين نكاح باطل خواهد بود نكاح و مهر صحيح ولي شرط باطل است.”
هرگاه در ضمن عقد “ازدواج موقت” شرط شود كه مهريه بايد تا تاريخ معيني پرداخت شود زن خيار فسخ داشته باشد، چنين شرطي كه شرط نتيجه است فاسد و باطل خواهد بود، ولي عقد و مهر هر دو صحيح و منجز است.
يعني نه عقد را خياري خواهد كرد و نه مهر را، زيرا نظر آنان بر خياري شدن عقد بوده نه مهر، و چون باطل بودن شرط، تأثيري در عقد ازدواج موقت نداشته است بنابراين هم عقد “ازدواج موقت” و هم مهر هر دو صحيحميباشند.177
بخش هفتم ـ تملك مهر در ازدواج موقت:
ماده 1082 قانون مدني: “به مجرد عقد، زن مالك مهر ميشود و ميتواند هر نوع تصرفي كه بخواهد در آن بنمايد.”
در صورتي كه مهر در ازدواج موقت عين معين خارجي باشد، زن به مجرد عقد، مالك آن ميگردد و ميتواند در آن هرگونه تصرف نموده و انتفاع ببرد و هرگاه مهر كلي و در ذمه باشد، زن پس از عقد ميتواند آن را مطالبه نمايدو شوهر بايد بلافاصله آن را تأديه كند، مگر آنكه مدتي براي پرداخت آن معين شده باشد.
مالكيت زن نسبت به مهر در ازدواج موقت متزلزل ميباشد و مشروط به تمكين زن در تمام مدتي است كه در عقد ذكر شده است.178
بخش هشتم ـ تقسيط مهر در ازدواج موقت:
ماده 1083 قانون مدني: “براي تأديه تمام يا قسمتي از مهر ميتوان مدت يا اقساطي قرار داد.”
به استناد ماده مذكور با توافق طرفين عقد در ازدواج موقت، مرد ميتواند تمام مهريه را در يك مدت و زمان خاص پرداخت نمايد يعني از حالت، عندالمطالبه بودن مهريه را خارج نموده و اجل براي آن قرار دهد.
همچنين در صورت توافق زوجين، مرد ميتواند قسمتي از مهر را فورا پرداخت نموده و نسبت به مابقي در وقت معين ديگري پرداخت نمايد.
مورد ديگر اينكه در صورت توافق زوجين، مرد ميتواند براي پرداخت تمام مهر، آن را به صورت اقساط پرداخت نمايد يعني در چندين مرحله آن را بپردازد.
بخش نهم ـ تلف و عيب مهر در ازدواج موقت:
ماده 1084 قانون مدني: “هرگاه مهر عين معين باشد و معلوم گردد قبل از عقد معيوب بوده و يا بعد از عقد و قبل از تسليم معيوب و يا تلف شود، شوهر ضامن عيب و تلف است.”
در هر دو صورتي كه در ماده فوق به آن اشاره شده، اعم از اينكه قبل از عقد و يا بعد از عقد و قبل از تسليم، مهر معيوب و يا تلف شود، به بيان قانونگزار، شوهر ضامن عيب و تلف است و در اينجا از قاعده ضمان يد استفاده شدهاست.
زيرا در صورت معيوب بودن قبل از عقد و يا بعد از عقد و قبل از تسليم، زن اختيار فسخ ازدواج را ندارد، لذا در صورت فرض مذكور هم عقد صحيح است و هم مهر; منتها، شوهر بايد تفاوت مهر سالم با مهر معيوب را بپردازد.
به عبارت ديگر، اگر مهر كلي شد و زوج بخواهد فرد معيوب را به زوجه بپردازد زوجه ميتواند آن را رد كرده و فرد بي عيب را بخواهد. مثلا صد من گندم به طور كلي مهر واقع شود و زوج صد من گندم فاسد يا ناقص را بخواهدتحويل دهد، زوجه حق امتناع از قبول آن را دارد و زوج مكلف است در صورت عدم انحصار آن كلي، به آن فردي كه حاضر كرده است فرد ديگر بي عيب تهيه و تسليم نمايد و اگر در همين مثال زوجه قبول كرد ذمه زوج بري خواهدشد و همچنين با تراضي در پرداخت مابه التفاوت، ذمه زوج بري ميشود. ولي اگر مهر كلي نبوده بلكه عين معين باشد مانند آنكه قالي مشخص و معيني را زوج مهر قرار دهد و آن قالي قبل از عقد معيوب بوده و زوجه مطلع از عيبنباشد، زوج بايد مابه التفاوت معيوب و صحيح را به زوجه تأديه نمايد و همچنين اگر بعد از عقد و قبل از تسليم به زوجه معيوب شود مثلآنكه قالي كه مهر تعيين شده بود قبل از تسليم موريانه آن را بخورد و از قيمت آن كاسته شود،زوج مكلف است علاوه بر تسليم قالي، مابه التفاوت را بپردازد و نيز اگر همين قالي تلف شود ولو آنكه بدون تعدي و تفريط شوهر تلف شود و از بين برود، زوج بايد مثل و يا قيمت آن را به زوجه پرداخت نمايد.179
بخش دهم ـ حق امتناع زن از تمكين در ازدواج موقت:
ماده 1085 قانون مدني: “زن ميتواند تا مهر به او تسليم نشده از ايفاء وظايفي كه در مقابل شوهر دارد امتناع كند مشروط بر اينكه مهر او حال باشد و اين امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود.”
در تعريف تمكين گفته شده: مراد از تمكين آن است كه تخليه كند )يعني آزاد گذارد (ميان خود و شوهر در هر حال و خود را به دست او دهد. مگر در مواردي كه قانون او را معذور شمرده است مثل ايام حيض و احرام و مرضمانع تمكين.180
و به عبارت ديگر تمكين عبارت است از ايفاء وظايف زن نسبت به درخواست مرد براي استمتاع از وي.
مهر در ازدواج از قواعد حقوقي معاوضي پيروي ميكند لذا زن ميتواند قبل از دريافت مهر از ايفاء وظايف زناشوئي خودداري كند و اين در خصوص موردي است كه مهر حال و عندالمطالبه باشد. ولي اگر پرداخت مهر داراياجل باشد، يعني براي پرداخت مهر كلا و يا بعضا مدتي مقرر گردد، زوجه نميتواند از ايفاي وظايف زناشوئي خودداري كند.
بخش يازدهم ـ تمكين عام و تمكين خاص:
اما نسبت به اينكه تمكين فقط شامل نزديكي با شوهر است و يا شامل موارد ديگر وظايفي كه زن نسبت به شوهر دارد، ميشود يا خير، دو نكته قابل بررسي است:
قسمت اول ـ تمكين خاص: تمكين خاص عبارت است از آنكه زن خود را براي استمتاعات و نزديكي، در اختيار شوهر قرار دهد. برخي از شارحين قانون مدني بر اين عقيدهاند كه:
اگر چه به زن اجازه داده كه بتواند از ايفاء وظايفي كه در مقابل شوهر دارد امتناع كند تا مهر خود را دريافت نمايد، ولي بايد متذكر بود كه در حقوق اماميه زن فقط از نزديكي با شوهر ميتواند امتناع بنمايد تا مهر خود را بگيرد والازن نميتواند انجام وظائف ديگر از قبيل حسن معاشرت و سكونت در منزل شوهر و اطاعت از او را، موكول به گرفتن مهر كند. بدين جهت به نظر ميرسد كه بايد ماده را تفسير نموده و حق امتناع زن را از ايفاء وظايفي كه در مقابلشوهر دارد، منحصر به نزديكي دانست و چنانچه ترديد در وجود حق مذبور در مورد وظايف ديگر زن شود، اصل عدم آن است.181
قسمت دوم ـ تمكين عام: تمكين عام آن است كه زن بايد نسبت به تمام وظايفي كه در مقابل شوهر دارد از قبيل حسن معاشرت و سكونت در منزل شوهر و عدم خروج وي از منزل، بدون اجازه شوهر از وي اطاعت نمايد. برخيديگر از اساتيد حقوق عقيده دارند:
زوجه هرچند ميتواند مادام كه مهر را دريافت نداشته است از سكونت در مسكني كه شوهر تهيه نموده خودداري كند و اگر چنين كرد ناشزه محسوب نميشود تا زوج بتواند از اداي نفقه سرپيچي كند، ولي اين امر موجب آننميشود كه زوجه بتواند حق سكناي خويش را مطالبه نمايد.182
لذا با توجه به صراحت ماده كه از عبارت “ايفاء وظايف” استفاده كرده، به نظر ميرسد منظور، تمكين عام و خاص هر دو را شامل شود. زيرا به همين جهت است كه صرف حضور در اقامتگاه شوهر، تمكين محسوب نخواهدشد.183
بنابراين عقيده بعضي از شارحين قانون مدني، عقد ازدواج موقت تابع قواعد معاوضي است و تمكين زن در مدت ازدواج موقت مانند عمل معوض است، لذا چنانچه زن در تمامي مدت از شوهر تمكين نكند و ناشزه گردد،مستحق مهر نخواهد بود و چنانچه قسمتي از مدت را تمكين نكند به همان نسبت از مهر او ساقط ميگردد و هرگاه شوهر آن را پرداخته باشد ميتواند مسترد نمايد. ولي هرگاه زن از شوهر خود تمكين داشته باشد ولي مرد تا انقضاءمدت نزديكي ننمايد زن مستحق مهر خواهد بود، زيرا شوهر تفويت منفعت از خود كرده است.184
بخش دوازدهم ـ ساقط شدن حق امتناع زن در ازدواج موقت:
ماده 1086 قانون مدني: “اگر زن قبل از اخذ مهر به اختيار خود به ايفاء وظايفي كه در مقابل شوهر دارد قيام نمود، ديگر نميتواند از حكم ماده قبل استفاده كند، معذلك حقي كه براي مطالبه مهر دارد ساقط نخواهد شد”.
اگر زن با اختيار خود، قبل از مطالبه مهريه نسبت به وظايف زناشوئي اقدام كرد، پس از آن نميتواند به لحاظ عدم دريافت مهريه از وظايف زناشوئي خودداري نمايد تا اينكه مهر خود را مطالبه نمايد; اما اين امر موجب نميشوداگر مهريه حال بود و درخواست مطالبه آن را نمود، شوهر از پرداخت آن خودداري نمايد.
از مفهوم مخالف ماده مورد بحث استفاده ميشود كه اگر زن بدون اختيار خود و با اكراه و اجبار و تهديد شوهر، نسبت به وظايف زناشوئي و نزديكي اقدام نمود، ميتواند از حقي كه در ماده 1085 قانون مدني، مبني بر خوددارياز وظايف زناشوئي تا تسليم مهر به وي داده شده استفاده نمايد.
بخش سيزدهم ـ اقسام مهر:
مهر بر چهار نوع است كه سه عنوان آن در قانون مدني ذكر شده است:
قسمت اول ـ مهر المسمي: مهري را كه زن و شوهر ضمن عقد يا پس از عقد به تراضي معين ميكنند، و يا تعيين آن را به عهده شخص ثالثي واگذار مينمايد، به آن مهرالمسمي ميگويند.
قسمت دوم ـ مهر المثل: مهري است كه به تراضي زن و شوهر تعيين نشده، بلكه بر حسب عرف و عادت و با توجه به وضع زن، صفات و حالات، سن، زيبائي، تحصيلات، موقعيت اجتماعي و خانوادگي و با در نظر گرفتنمقتضيات زمان و مكان معين ميگردد.185
ماده 1091 قانون مدني در خصوص مهرالمثل ميگويد: “براي تعيين مهرالمثل بايد حال زن از حيث شرافت خانوادگي و ساير صفات و وضعيت او نسبت به اماثل و اقران و اقارب و همچنين معمول محل و غيره در نظر گرفتهشود.”
قسمت سوم ـ مهر المتعه: هرگاه مهر در عقد ذكر نشده و شوهر قبل از نزديكي و تعيين مهر، زن خود را طلاق دهد بايد به زن بپردازد.
در تعيين مهر المتعه بر عكس مهرالمثل كه حال زن مورد ارزيابي قرار ميگرفت، حال مرد از نظر ثروت و فقر ملاك قرار ميگيرد.
اگر فردي ثروتمند باشد چيزي ارزشمند ميدهد و اگر فقير باشد ملزم به پرداخت شيء ارزان قيمت خواهد بود. و ماده 1094 قانون مدني در خصوص مهر المتعه ميگويد: “براي تعيين مهرالمتعه حال مرد از حيث غنا و فقرملاحظه ميشود.”
قسمت چهارم ـ مهر السنه: مهرالسنه مهري است كه وجود مقدس نبي اكرم)ص( براي دختر بزرگوارش حضرت فاطمه3 تعيين فرمود و مقدار آن پانصد درهم بود.186 و بعضي نيز گفتهاند مهر السنه، مقداري است كه وجود مقدسنبياكرم)ص( سنت قرار داده و زنان خويش را با همان مقدار ازدواج كرده است.187
از اقسام چهار گانه مهر، سه عنوان بالا در قانون مدني ذكر شده و اسمي از مهرالسنه در قانون مدني مطرح نشده است.
بخش چهاردهم ـ كدام عنوان مهر، مربوط به ازدواج موقت است:
با توجه به توضيحي كه در خصوص اقسام چهارگانه مهر داده شده، فقط مهرالمسمي مربوط به عقد ازدواج موقت است كه با تراضي قبل از عقد يا ضمن عقد تعيين ميگردد. زيرا چنانچه قبلا بيان گرديد، تعيين مهر در ازدواجموقت از اركان عقد است و اگر مهر فاسد شود و يا شرايط صحت را نداشته باشد و مهر باطل باشد، موجب بطلان عقد ازدواج موقت ميشود، چون مهر در ازدواج موقت جزء مقتضاي ذات عقد است و در صورت باطل بودن مهر،موجب سرايت آن به عقد ميشود و در نتيجه عقد ازدواج موقت را باطل مينمايد.
قسمت اول ـ تعيين مهر المثل به جاي مهر المسمي: با توضيح مذكور ديگر زمينهاي به وجود نميآيد تا مهرالمثل يا مهرالمتعه جايگزين مهرالمسمي شود مگر در يك مورد كه قانون مدني در ماده 1099 مقرر ميدارد: “در صورتجهل زن به فساد نكاح و وقوع نزديكي، زن مستحق مهرالمثل است.”
بند الف ـ علم زن به فساد عقد : هرگاه زن قبل از عقد ازدواج موقت علم داشته كه عقد فاسد است و با علم و عمد اقدام به ازدواج موقت نمود، در اين جا هيچگونه مهري به زن تعلق نميگيرد، مانند موردي كه زن ميداند، مادروي در عقد ازدواج دائم يا موقت مرد است و ازدواج با شوهر مادر، باطل است و با اين حال با مرد ازدواج موقت مينمايد. در اين صورت رابطه زن با مرد رابطه زنا و رابطه مرد با زن در صورت جهل مرد، شبهه است.
بند ب ـ علم زن و مرد به فساد عقد: هرگاه زن و مرد، هر دو نسبت به فاسد بودن عقد ازدواج موقت علم دارند و با اين حال مبادرت به عقد ازدواج موقت و نزديكي نمايند، در اين صورت نيز زن مستحق هيچگونه مهري نيست ورابطه هر دو با يكديگر غير مشروع و غير قانوني است و از مصاديق بارز زنا است مانند مثال بالا.
بند ج ـ جهل زن و علم مرد به فساد عقد: بر خلاف بند الف، هرگاه زن نسبت به فاسد بودن عقد ازدواج موقت جاهل بوده، اما مرد به فساد عقد علم داشته است، در صورت نزديكي، زن مستحق مهرالمثل است; مانند اينكه درمثال بالا زن نميدانسته كه مرد شوهر مادر وي ميباشد. در اين فرض رابطه مرد با زن زنا و رابطه زن با مرد به لحاظ جهل به آن، شبهه است.
بند د ـ جهل هر دو به فساد عقد: هرگاه زن و مرد هر دو نسبت به فاسد بودن عقد ازدواج موقت جاهل بوده باشند و اقدام به نزديكي كنند در اين صورت نيز زن مستحق مهرالمثل است مانند مثال بالا كه هيچ كدام از زن و مردنميدانستند كه عقد فاسد است و اين رابطه از هر دو طرف زن و مرد شبهه است و بايد مهرالمثل در صورت نزديكي از جانب مرد به زن پرداخت شود.
قسمت دوم ـ مقدار مهر پس از نزديكي و جهل به فساد عقد در ازدواج موقت: هرگاه عقد ازدواج موقت فاسد باشد و زن جاهل به فساد عقد باشد و پس از دخول و نزديكي، بطلان عقد ازدواج موقت معلوم شود آيا در اينصورت تمام مهرالمثل بايد داده شود يا به نسبت آن مقدار از زمان كه شبهه وجود داشته، مانند موردي كه زن در قسمتي از مدت عقد ازدواج موقت، عمل به تعهد خود نكند؟
در اين خصوص بعضي از شارحين قانون مدني ميگويند: اگر مرد، عالم به فساد نكاح نباشد به نسبت مذكور بايد مهر را بدهد و اگر علم به فاسد بودن عقد ازدواج موقت داشته باشد بايد تمام مهر را بدهد.188
بخش پانزدهم ـ بطلان عقد ازدواج موقت در عدم ذكر مهر:
ماده 1095 قانون مدني: “در نكاح منقطع عدم ذكر مهر در عقد موجب بطلان است.”
همانطور كه قبلا ذكر شد، ذكر مهر در عقد ازدواج موقت از اركان اين عقد و جزء مقتضاي ذات عقد محسوب ميشود. لذا چنانچه در حين عقد ازدواج موقت، ميزان مهر تعيين نگردد، موجب بطلان عقد ازدواج موقت است.
بخش شانزدهم ـ وضعيت مهر زن در صورت فوت وي در ازدواج موقت:
ماده 1096 قانون مدني: “در نكاح منقطع، موت زن در اثناء مدت، موجب سقوط مهر نميشود و همچنين است اگر شوهر تا آخر مدت با او نزديكي نكند.”
ماده مذكور دو قسمت را بيان ميدارد:
اگر در عقد ازدواج موقت، چه قبل از نزديكي و چه بعد از نزديكي، زن فوت كند، مرد بايد تمامي مهر را بپردازد و فوت زن قبل از نزديكي موجب سقوط مهر نميشود.189 زيرا به محض وقوع عقد ازدواج موقت زن مالك تماميمهر ميشود.
تنها عوامل ويژهاي كه موجب برگشت نيم يا بخشي از مهريه به زوج ميباشد، از قبيل بخشش تمامي مدت، قبل از نزديكي و يا عدم تمكين زن، پس از نزديكي بدون عذر موجه است. بنابراين در غير اينگونه موارد مجوزيجهت بازگشت بخشي از مهريه به مرد وجود ندارد.190
نكته: قانون مدني عدم سقوط مهر در خصوص فوت زن را بيان كرده و در خصوص فوت شوهر ساكت است.
به نظر بعضي از اساتيد حقوق خانواده، ماده 1096 مفهوم مخالف ندارد، زيرا قانونگزار آن را مسلم و مفروض پنداشته است. مضافا اينكه چنانچه مرگ زن موجب سقوط مهر نگردد، مرگ مرد، به طريق اولي، چنين خواهد بود.191
بخش هفدهم ـ وضعيت مهر زن در صورت عدم نزديكي تا انقضاي مدت در ازدواج موقت:
اگر در مدت عقد ازدواج موقت، زن آماده ايفاي وظايف زناشوئي بوده و براي نزديكي با مرد مانعي فراهم نكرد و با اين وجود، مرد با او نزديكي نكند و مدت ازدواج موقت تمام شود، مرد ملزم است كه تمامي مهر را به زنپرداخت نمايد. زيرا استفاده نكردن مرد از حق خود، موجب اسقاط حق زن از مهر نميشود.
نكته: هرگاه زن بعد از نزديكي و قبل از پايان مدت، در ازدواج موقت، ناشزه شود و از تمكين خودداري نمايد، از مقدار مهر به نسبت مدت كسر ميگردد.
فقها در توجيه اين مسأله ميفرمايند كه هر چند در عقد ازدواج موقت با انجام نزديكي تمامي مهر مستقر ميگردد، ولي مالكيت او مشروط است به آنكه زن تا آخر مدت از انجام تعهد نسبت به تمكين در مقابل مرد خودداريننمايد.192
بخش هجدهم ـ وضعيت مهر در صورت بذل مدت در ازدواج موقت:
ماده 1097 قانون مدني: “در نكاح منقطع هرگاه شوهر قبل از نزديكي، تمام مدت نكاح را ببخشد بايد نصف مهر را بدهد.”
پس از عقد ازدواج موقت، اگر شوهر تمام مدت را اعم از اينكه بلافاصله پس از عقد يا پس از مدتي از گذشت عقد، به زن ببخشد و هنوز نزديكي انجام نگرفته، زن مستحق دريافت نصف مهر است. زيرا در عقد ازدواج موقتكه به مرد اين حق را ميدهد كه پس از عقد هر وقت خواست ميتواند باقي مانده مدت را بذل نمايد، در اين صورت نصف مهري را كه تعيين شده بايد به زن بپردازد.
و از عبارت “قبل از نزديكي” در ماده 1097 قانون مدني استفاده ميشود كه در صورت وقوع نزديكي بين زوجين در ازدواج موقت، و بذل باقي مانده مدت توسط شوهر، زن مستحق تمامي مهر است و مرد بايد تمام مهر رابپردازد. زيرا اولا نزديكي واقع شده و ثانيا زن با وجود آمادگي براي تمكين، مرد باقي مانده مدت را بذل كرده است و لذا بايد تمام مهر را به زن بپردازد.
بخش نوزدهم ـ وضعيت مهر در صورت بطلان عقد ازدواج موقت قبل از نزديكي:
ماده 1098 قانون مدني: “در صورتي كه عقد نكاح اعم از دائم يا منقطع باطل بوده و نزديكي واقع نشده، زن حق مهر ندارد و اگر مهر را گرفته، شوهر ميتواند آن را استرداد نمايد.”
اگر بعد از عقد ازدواج موقت و قبل از نزديكي، معلوم شود كه عقد به جهتي از جهات باطل بوده است، در اين موارد زن مستحق دريافت هيچگونه مهري نيست و اگر قبلا مهر توسط مرد به زن پرداخت شده است، مرد ميتواندآن را از زن مطالبه نمايد و زن موظف به استرداد آن به مرد است. مانند موردي كه پس از عقد ازدواج موقت معلوم شود، مادر اين زن، همسر مرد است و لذا ازدواج زن با مرد غير مشروع و باطل است و نزديكي هم واقع نشده است.زيرا مرد در صورت عقد صحيح بايد مهريه را پرداخت نمايد و چون عقد باطل بوده است و نزديكي هم واقع نشده، زن استحقاق دريافت مهريه را ندارد و اگر مهريه را گرفته، چون مستحق آن نبوده و درواقع دارا شدن بلا جهت استبايد آن را به صاحبش كه مرد است عودت دهد و چنانچه مهريه در دست زن تلف شود، ضامن است و بايد در صورت مطالبه مرد، مثل يا قيمت آن را بپردازد.
بخش بيستم ـ وضعيت مهر در صورت فسخ عقد در ازدواج موقت:
ماده 1101 قانون مدني: “هرگاه عقد نكاح قبل از نزديكي به جهتي فسخ شود زن حق مهر ندارد، مگر در صورتي كه موجب فسخ عنن باشد كه در اين صورت با وجود فسخ نكاح، زن مستحق نصف مهر است.”
وضعيت مهر در صورت فسخ عقد ازدواج موقت به دو صورت قابل ذكر است:
قسمت الف ـ فسخ عقد ازدواج موقت قبل از نزديكي: هرگاه فسخ عقد ازدواج موقت به علت تخلف از شرط و يا وصف باشد )ماده 1128 قانون مدني (و يا به علت عيوب ذكر شده در ماده 1121 همان قانون، انجام گيرد، وتقاضاي فسخ عقد از طرف هر يك از زن يا مرد با توجه به شرايط قانوني انجام گرفته باشد و قبل از نزديكي عقد ازدواج موقت فسخ شود، زن هيچگونه مهري ندارد.
تنها مورد استثنايي كه نسبت به فسخ عقد ازدواج موقت بعد از نزديكي، زن را مستحق دريافت نصف مهر ميكند، اين است كه فسخ به علت عنن مرد باشد و اين در موقعي است كه زن از مرد تمكين نموده و خود را در اختيارشوهر قرار داده، منتها شوهر به علت ناتواني جنسي، نتوانسته با وي نزديكي كند و به لحاظ قدر و منزلت زن، وي مستحق نصف مهرالمسمي ميگردد.
قسمت ب ـ فسخ عقد ازدواج موقت بعد از نزديكي:
بند اول ـ عيب زن: هرگاه فسخ ازدواج موقت پس از نزديكي توسط شوهر به علت عيب زن انجام شود، تمامي مهرالمسمي را بايد بپردازد، زيرابه لحاظ انجام نزديكي، تمام مهر بر ذمه شوهر استقرار يافته است.
بند دوم ـ فريب زن: هرگاه در حين عقد ازدواج موقت، زن عيوب خود را كتمان نمايد به طوري كه موجب تدليس و فريب مرد شود و پس از نزديكي، مرد پي به عيوب زن ببرد و عقد ازدواج موقت را فسخ نمايد، بعضي عقيده دارند كهزن مستحق مهر نميباشد و اگر مرد مهر را پرداخته است ميتواند آن را پس بگيرد.193
اما به نظر برخي، زن مستحق دريافت كمترين مهر امثال او را دارد.
بعضي ديگر گفتهاند: چون نزديكي واقع شده كمترين چيزي كه ميتواند مهر قرار گيرد و به عبارت ديگر كمترين چيزي را كه عنوان مال بر آن صدق ميكند به زن داده ميشود و بقيه به شوهر برميگردد.
اين نظر كه قول مشهور فقهاي اماميه ميباشد مبتني بر اين استدلال است كه وطي محترم نبايد بدون مهر باشد و چون رواياتي در مورد رجوع به مدلس وارد شده بايد آن را نيز رعايت كرد; ولي از آنجا كه اين روايت خلاف اصلاست بايد در اجراي آن به قدر متيقن اكتفا كرد و آن چيزي است كه گفته شد. به عبارت ديگر، آنچه به يقين از روايت برميآيد، حق رجوع شوهر به زن تدليس كننده براي پس گرفتن مهرالمسمي است، به استثناي آنچه ميتواندحداقل مهر باشد كه اين مقدار به لحاظ وقوع نزديكي از آن زن خواهد بود.194
ولي چنانچه مرد عقد ازدواج موقت را فسخ نكند و به رابطه زناشوئي ادامه دهد در اين صورت بايد تمامي مهر را به زن بپردازد.
بند سوم ـ فريب دهنده غير از زن باشد: هرگاه شوهر، عقد ازدواج موقت را به علت فريب در عقد فسخ نمايد و فريب دهنده شخص زن نباشد، بلكه بستگان او باشد و نزديكي هم واقع شده باشد، به نظر ميرسد زن استحقاقدريافت مهر را از شوهر دارد ولي شوهر براي دريافت خسارت و نيز مهري كه پرداخته است ميتواند به فريب دهنده مراجعه كند و خسارت وارده اعم از مهر و غيره را مطالبه نمايد.
بند چهارم ـ تخلف از شرط توسط مرد: هرگاه فسخ ازدواج موقت پس از نزديكي، توسط زن، به علت تخلف مرد از شرط انجام شود، زن استحقاق دريافت تمامي مهر را خواهد داشت. در اين صورت شوهر نميتواند به لحاظباقي مانده مدت عقد ازدواج موقت، آن را از مهريه كسر نمايد، زيرا موجب فسخ عقد، خود شوهر بوده و پس از نزديكي نيز، تمام مهر استقرار پيدا كرده است.
بخش بيست و يكم ـ شرط خيار فسخ مهر در عقد ازدواج موقت:
ماده 1069 قانون مدني: “شرط خيار فسخ نسبت به عقد نكاح باطل است ولي در نكاح دائم شرط خيار نسبت به صداق جايز است، مشروط بر اينكه مدت آن معين باشد و بعد از فسخ مثل آن است كه اصلا مهر ذكر نشدهباشد.”
از ماده مذكور دو قسمت را در ازدواج موقت ميتوان استفاده كرد:
بند الف ـ موجب بطلان عقد نيست: شرط خيار فسخ نسبت به عقد ازدواج موقت باطل است ولي موجب بطلان خود عقد نيست. زيرا به تصريح قانون، شرط خيار نسبت به عقد باطل است نه خود عقد.
بند ب ـ موجب بطلان عقد است: شرط خيار نسبت به مهر، در عقد ازدواج موقت باطل است و موجب بطلان خود عقد نيز ميشود. زيرا با توجه به اينكه مهر در عقد ازدواج موقت بايد در حين عقد تعيين گردد و از اركان عقدموقت است، هرگونه خللي كه موجب فساد مهر شود و آن را باطل نمايد، سرايت به اصل عقد پيدا كرده و موجب بطلان عقد ازدواج موقت ميگردد.
نویسنده : حسن گنجی ، کارشناس ارشد حقوق خصوصی
کتاب : روابط زوجین در ازدواج موقت



![[photoshop-me.blogfa.com]](http://www.uma.ir/up/webwanted.png)
